ضرورت تقسیم و ایجاد استانی در جنوب فارس

نویسنده : حامد مقدم

در روزهای گذشته، دکتر حامد مقدم در پاسخ به اظهار نظر استاندار محترم فارس که این استان را یکپارچه و غیر قابل تقسیم معرفی کرده بودند(لینک سخنان استاندار)، در کانال شخصی خود فایل صوتی ای منتشر نمودند که برآیند سخنان ایشان این بود که استان فارس از مستعدترین استانهای کشور جهت تقسیم می باشد.

اخیراً طرح موضوع تقسیمات کشوری در استان فارس باعث شد که متأسفانه در صفحات مجازی توهین های زیادی به لارستان شود. لذا بر خود لازم دانستم نکاتی را عرض کنم.

ما بایستی سه مقوله را از هم تفکیک کنیم. بحث اول اینکه آیا ما سیاست درستی را در باب تقسیمات کشوری در پیش گرفته ایم؟ و آیا این مقطع، زمان مناسبی برای طرح این موضوع بود یا نه؟

بنده نظراتی در این زمینه داشتم که قبلا بخشی از آن را ارائه کردم. از آنجا که معتقدم کل ماجرا تا همین حد دنبال می شود و از این به بعد هم دیگر کسی یادش نخواهد آمد که چه وعده ای داده شده؛ لذا لازم نمی بینم بیشتر از این به آن بپردازم؛ مگر اینکه شرایط ایجاب کند. مقوله دوم این است که آیا استان فارس پتانسیل تفکیک و تقسیم را دارد؛ در این فایل صوتی به همین موضوع می پردازیم تا ذهن هم استانی های عزیز با این موضوع آشنا بشود که اولاً این حق طبیعی ماست و درثانی استان فارس از مستعدترین استان ها برای این موضوع است. و مقوله سوم این است که موقعیت لار در باب مرکزیت چطور است؟ و رابطه اش با رقبای منطقه ای اش به چه شکلی است؟ که این هم در فایل صوتی دیگر و در زمان مقتضی ارائه خواهد شد.

حدود ۱۰ سال پیش مقاله ای نوشتم تحت عنوان اندر حکایت رقیب شناسی در جنوب فارس، که در نشریات منطقه چاپ شد و اگر علاقمند به این موضوع بودید می توانید در آنجا به تفصیل نظرات و دیدگاههای اینجانب را بررسی نمایید. البته نسخه به روز شده آن هم، درکانال تلگرامی و ایتای بنده با عنوان «لارستان بزرگ از منظر توسعه» موجود و در دسترس است.

از جمله مبرهن ترین مقولات در برنامه ریزی منطقه ای در ایران این است که ما در کشور با عدم توسعه متوازن مواجهیم. یعنی بواسطه اینکه توسعه در کشور ما وابسته به دولت است، از نظام توزیع امکانات و تخصیص بودجه گرفته تا نظام ارتباطی و جایگاه در معادلات سیاسی، همه و همه بستگی به شرایط مرکزیت آن نقطه دارد. هر چه مرکزیت و جایگاه سیاسی بالاتر باشد، امکانات هم بیشتر است. برای همین هم هست که تقریباً هیچ کس از مافوق سیاسی خود راضی نیست. شیرازی ها معتقدند که عمده بودجه را تهرانی ها به خودشان اختصاص داده اند؛ کازرونی ها از شیرازی ها ناراضی اند؛ اوزی ها از لاری ها؛ و فیشوری ها هم از اوزی ها. لذا تغییر در ساختار تقسیمات سیاسی تبدیل به ابزاری شده برای تمرکز زدایی امکانات و خدمات و بودجه. به همین دلیل بصورت بالقوه همه مناطق ایران علاقمند به ارتقاء سیاسی هستند.

رجوع به طرح آمایش دوم کشور که پس از انقلاب تهیه شده، نشان می دهد که برای ایجاد تعادل منطقه ای در کشور، محوریت توسعه بر نیمه جنوب شرقی کشور است که اصطلاحاً «کمتر برخوردار» معرفی شده. تاکید اصلی این طرح و متعاقب آن، برنامه پنج ساله ششم توسعه کشور، بر مرزهای شرقی و خصوصاً سواحل جنوبی کشور است که در چند بند اصلی از رئوس برنامه به آن اشاره شده. دلیل اصلی آن هم، به غیر از محرومیت زدایی، پتانسیل های معدنی و نفتی فراوان، و از همه مهمتر، (به دلیل مشکلات کم آبی کشور)، دسترسی به منابع آب دائم و از طرفی، امکان حمل و نقل دریایی است. بر این اساس دو نکته مهم قابل ذکر استاول این که تأکید مجدد می کنم که بواسطه توزیع نامتوازن امکانات، یکی از مهمترین ابزارها (برای محرومیت زدائی)، تغییر در ساختار تقسیمات سیاسی کشور است؛ و دوم اینکه بر اساس برنامه های اصلی و مهم کشور، تاکید و تمرکز بر جنوب کشور است. خصوصاً نقاطی که امکان اتصال به دریا را داشته باشند. قاعدتا با توضیحاتی که ارائه شد و مطالبی که ارائه خواهم کرد، روی کاغذ و بر اساس قرائن، احتمال  تقسیم فارس و کرمان، در همراهی با بخشهایی از هرمزگان و بوشهر و سیستان و بلوچستان، برای تشکیل استان های جدید و تقویت و توسعه مناطق جنوبی کشور وجود دارد. جالب است بدانید که در طرح آمایش اول کشور هم که در سال ۵۶ و پیش از انقلاب تهیه شده، یکی از پیشنهادات این بوده که نقطه ای مابین بوشهر و بندرعباس توسعه جمعیتی پیدا کند که قاعدتاً این نقطه در همسایگی و مجاورت فارس قرار می گیرد و یا در درون آن.

مقوله بعدی در خصوص قرارگیری مناطقی در قالب یک استان یا یک پهنه، همگنیِ آنهاست. یک نگاه اجمالی به استان فارس نشان می دهد که این استان چه در باب شرایط جغرافیایی، چه در زمینه قومیت و زبان و کارکردهای اقتصادی و هچنین در باب الگو و سبک زندگی و خیلی زمینه های دیگر، حداقل قابل تفکیک و قابل تقسیم به سه بخش متفاوت است و می شود گفت بر خلاف بسیاری از استانهای کشور، یک استان همگن محسوب نمی شود. استان فارس با وسعت بیش از ۱۲۲ هزار کیلومتر مربع، بعد از استان های مستعد تقسیمِ سیستان و بلوچستان و کرمان؛ و دو استان یزد و خراسان رضوی که به تازگی از تقسیمات کشوری متاثر شده اند، پنجمین استان پهناور کشور است. با این تفاوت که استان فارس با جمعیتی بیش از چهار و نیم میلیون نفر طبق آمار سال ۹۵ ، چهارمین استان پر جمعیت کشور است که از این بابت بسیار بالاتر از استان کرمان و سیستان و بلوچستان قرار می گیرد.

بواسطه وسعت استان و کشیدگی به سمت جنوب و موقعیت قرارگیری شهر شیراز، فاصله مناطق جنوبی و شمالی فارس تا شیراز بسیار زیاد است و امکان دسترسی به خدمات را به شدت کم می کند. اساساً به جز مقولات مدیریتی، مهمترین دلیل انجام تقسیمات سیاسی، دسترسی مناسب به خدمات است. در اینجا باید اشاره ای کنم به آن کسانی که در فضای مجازی امکانات و داشته های جنوب فارس را مورد تمسخر قرار داده بودند. باید دانست که این عدمِ توسعه، همگام با برنامه های توسعه ملی، دقیقاً بهانۀ مناسبی برای انتزاع و جدایی است و فقط کافی است که نقطۀ مدعیِ مرکزیت، دارای حوزۀ نفوذ مناسب باشد و توانسته باشد با همین امکانات محدود هم، خدمات خوبی به مناطق اطرافِ خودش عرضه کند. مطالعات نشان می دهد که در کشور ما رابطۀ معنی داری بینِ «فاصله از مرکزِ استان»، با «توسعه نیافتگی» وجود دارد و در این مقوله، استان فارس هم مستثنی نیست. قاعدتاً تغییر در این وضعیت و توسعه نیافتگی در مناطقِ جنوبی و شمالیِ فارس، یا مستلزم توزیعِ عادلانۀ امکانات است؛ که این امر تقریباً با ساختار اداریِ امروزِ ما فعلاً نشدنی است؛ یا بایستی فاصله تا مرکز استان کمتر شود، که نتیجۀ قطعی و اجتناب ناپذیر آن، تغییر در تقسیمات سیاسی استان است. قاعدتاً این فاصلۀ زیادِ شمال و جنوب استان و تفاوت های فاحش اقلیمی، از جمله مهمترین دلایلِ بر هم خوردن همگنی و تشابهاتی است که مورد نیازِ یک استان است.

یک نگاه اجمالی به شرایط بودجه ایِ شهرستانی مثل لارستان نشان می دهد که اغلب پروژه ها مبتنی بر مشارکت مردمی و کمک خیرین بوده است تا همکاری دولت و استان. لذا اگرکمترین امکاناتی به دست آمده، متأثر از تلاش استان نبوده و این ناامیدی از امکانِ برخورداری به کمکِ مرکز، خودش مزید بر علت شده تا یک عزم جدی برای جدا شدن از فارس، از سالهای بسیار دور بوجود بیاید. کما این که در سال ۱۳۸۴ طرحی برای این موضوع در وزارت کشور تهیه شده و لذا، نبود بستر وفاق اجتماعی در استان برای باقی ماندن شاکله استان، به سبب تبعیض هایی که در سالهای متمادی وجود داشته و ما به چشم دیده ایم، از مهمترین دلایل تقسیم فارس است؛ که البته احتمالاً در برخی شهرستان های دیگر هم این موضوع حس شده است.

نکته مهم دیگر در خصوص استان فارس این است که این استان ۲۹ شهرستان را در خودش جای داده که در رتبه اول کشور است. در این زمینه بناست که هفت شهرستان دیگر هم تشکیل شود که تعداد شهرستان های استان را به ۳۶ شهرستان می رساند. این در حالی است که استان کرمان در حال حاضر ۲۳ شهرستان و سیستان و بلوچستان هم ۲۰ شهرستان دارد و اغلب استان های کشور قریب ۱۰ شهرستان را در خودشان جای داده اند. این تعداد شهرستان، باعث گستردگی ساختار اداری و تشکیلاتی و البته توزیع نامتناسب بودجه و امکانات و نظارت و رسیدگی های کمتر و کیفیت پایین خدمات می شود. وجود بیش از ۱۰۹ شهرداری تا سال ۹۵ در مقابل ۳۱ شهرداری در استانی مثل هرمزگان در همسایگی ما، به خودیِ خود نشان می دهد که امکان دسترسی به مدیران ارشد بسیار سخت است و عدم امکان انتقال مشکلات باعث می شود که مناطق دورتر، همچنان توسعه نیافته باقی بمانند. شما فقط یکی از جلسات مدیران ارشد استان را تصور بفرمایید که به هر مدیرِ اداره ای چقدر وقت داده می شود تا مشکلاتشان را به مدیر ارشد بگویند و فردی مثل استاندار چقدر وقت می کند که در کل استان بتواند حداقل یک سفر داشته باشد؟

می دانیم که دولت برای کاستن از فشار شهرستان های مستعد ارتقا به آنها «فرمانداری ویژه» اعطا کرده است که جالب است از ۳۷ فرمانداری ویژه در کشور، ۳ تا در استان فارس است و از این ۳ تا هم، دو تا در جنوب فارس است و در واقع این ها شهرستانهایی هستند که در انتظار تبدیل شدن به مرکز استان هستند؛ البته به شرط تأمین شرایط و اینکه: «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد؟!»

لذا جمیع این جهات ایجاب می کند تا مدیران و مردمِ استان فارس، آمادگیِ این تفکیک و تقسیم را داشته باشند؛ حال چه امروز اتفاق بیفتد و چه ۱۰ سال دیگر.در واقع مسئولینِ استان، بیشتر از این که به فکرِ حفظ وضع موجودِ استان باشند، باید به فکر این باشند که با چه نوع تقسیاتی کمترین آسیب را خواهند دید.

#حامد مقدم /استاد دانشگاه و تحصیلکرده رشته شهرسازی

نوشته های مشابه
ممنوعیت تردد غیرضروری خودروها از درب منازل در استان فارس
آخرین آمار بارندگی در سال زراعی ۱۳۹۸-۱۳۹۹ در استان فارس+جدول
افزایش آمار مبتلایان کرونا در استان فارس/۱۱ فروردین
کشف یک محموله بزرگ ژل و محلول ضد عفونی کننده در استان فارس
مناطق پرخطر از نظر تردد بیماران کرونایی در کشور،استان فارس و شهر شیراز+تصویر
اعلام میزان بارندگی در استان فارس+جدول

ثبت دیدگاه

  • ناشناس

    تاریخ : ۳ - مهر - ۱۳۹۸

    تقسیم فارس به نفع همه مردم است و این اتفاق هر چه زودتر بیفتد مفیدتر است


    پاسخ

  • فاطمه

    تاریخ : ۳ - مهر - ۱۳۹۸

    وقتی قراره مجددا همه بیان شیراز برای استفاده از امکانات , به هیچ وجه تقسیم استان قابل قبول نیست و هیچ کدوم از شهرای فارس زیر ساخت درستی جهت تبدیل به مرکز یه استان رو ندارن


    پاسخ

  • سیروس

    تاریخ : ۴ - مهر - ۱۳۹۸

    اکه لازم باشه استان فارس تفکیک کن اول حق با ایل قشقایی هست با مرکزیت شهر فیروزاباد و استان قشقایی و کوار فیروزاباد فراشبند میمتد قیر وکارزین جم و عسلویه سیمکان جهرم همه جز استان قشقایی به مرکزیت شهر فیروزاباد


    پاسخ

  • ناشناس

    تاریخ : ۴ - مهر - ۱۳۹۸

    ول کن تو هم با این ادبیات مجهولت
    دنبال قوم گرایی و عشیره بازی هستید نه منطق


    پاسخ

  • پیمان رضازاده

    تاریخ : ۴ - مهر - ۱۳۹۸

    با احترام به نظر این استاد محترم دانشگاه باید گفت ایشان در عموم ورطه ای افتاده اند که بابت آون فارسها رو اذکار میدم یعنی یک جانبه گرایی. ایشان طرح تقسیم استان رو لازم میدوند و بلافاصله استان مورد نظرشان رو هم اعلام میکنند. در اینکه لار شایسته مرکز استان شدن هست شکی وجود نداری اما آگه نظر دوستی که پیش از من کامنت گذاشتند و استان قشقایی رو پیشنهاد کردند رو بخونید میبینید که پیشنهادات بالقوه و صائب بسیاری وجود داره . من خودم شیرازی هستم و برام وجود امکانات بهتر به بزرگ بودن استان ارجحیت داره. اما بهتر از یکجانبه دیدن دست برداریم استادان عزیز


    پاسخ

  • ناشناس

    تاریخ : ۴ - مهر - ۱۳۹۸

    اصلا هم خوب نیست جداشدن استان فارس اول اینکه نماینده های فارس برای هرچه بیشتر شدن بوجه استان فارس در راستای پیشرفت در راه سازی و کشاورزی و صنعت که از خیلی از استان های کشور عقب افتادیم تلاش کنند


    پاسخ

  • اچمی

    تاریخ : ۵ - مهر - ۱۳۹۸

    با سلام
    ای کاش مخالفین دانشگاهی و فرهیختگان این طرح هم مانند شما که در فضای تک حزبی کشور پیشتازانه قلم میزنید میتوانستند کمی اظهار نظر کنند! اول از یاسوج و کهکیلویه و بویراحمد الان هم لارستان! تنها استدلالی که دست روی آن گذاشتید مرکز گرایی و محروم زدایی بود! راه حل ساده است امکانات بیشتر، مراکز خدمات رسانی و پاسخگویی که نیاز به مراجعه به مرکزیت نباشد. در آخر کلمه ارزشی و بسیجی را از معرفی خود جا انداختید…


    پاسخ