• ۳۰ / فروردین ۱۳۹۹ / ۷:۱۵
  • شناسه خبر : 26349
  • منبع خبر: خبرگزاری ایسنا

ماجرای دردناک ابتلای ۶ عضو یک خانواده به کرونا

در مراسم خاکسپاری، فقط اعضای خانواده، در حد ۱۰ نفر با فاصله ۳ تا ۴ متر از هم حضور داشتیم، نه فامیل، نه دوست و آشنا، فقط خودمان بودیم و این داغ ناگهانی… از دست دادن عزیز در این شرایط می تواند بدترین اتفاق در زندگی هر کسی باشد. وقتی کسی عزیزی را از دست […]

در مراسم خاکسپاری، فقط اعضای خانواده، در حد ۱۰ نفر با فاصله ۳ تا ۴ متر از هم حضور داشتیم، نه فامیل، نه دوست و آشنا، فقط خودمان بودیم و این داغ ناگهانی…

از دست دادن عزیز در این شرایط می تواند بدترین اتفاق در زندگی هر کسی باشد. وقتی کسی عزیزی را از دست می دهد دلخوشی اش به این است که اعضای خانواده بتوانند همدیگر را بغل کنند و دلداری بدهند و یا اقوام و آشنایان دور و برشان باشند، اما ما وقتی پدرمان را دفن کردیم، نه خواهر و برادر می توانستند همدیگر را دلداری بدهند و نه کسی بود که تسلی خاطر بازماندگان باشد، هیچ کسی نبود زیر بغل ات را بگیرد تا نیفتی، فقط خودت باید خودت را جمع و جور می کردی و دلداری می دادی…

اول فارسدر آخرین ماه سال ۱۳۹۸، هفت نفر از اعضای خانواده محمد ابراهیم از اهالی شهرستان نطنز در استان اصفهان، درگیر ویروس کرونا شدند.

محمد ابراهیم که حالا چند روزی است وارد ۲۹ سالگی شده، اولین عضو مبتلا به این ویروس در خانواده اش بوده و روایت تلخی دارد از مبارزه با کرونا و سختی هایی که پشت سر گذاشته است.

گرچه روایت محمد ابراهیم از ابتلای خود و خانواده اش به ویروس کرونا، با شیرینی موفقیت ۶ عضو خانواده در شکست کرونا همراه است، اما تلخی از دست دادن پدر و سوگ ابراز نشده آنها از این داغ، همچون بغضی در گلوی او مانده و می گوید «بعید است بتواند از زیر بار آن کمر راست کند».

وقتی کرونا با علائم متفاوت به سراغ ۷ عضو خانواده آمد

محمد ابراهیم تجربه سخت درگیری خانواده اش با ویروس کرونا را از اینجا آغاز می کند: هفت نفر از خانواده ما یعنی ۵ فرزند و پدر و مادر همگی درگیر کرونا شدیم، اما با علائم متفاوت!

کار ۴ نفر به بیمارستان و تست های مختلف کشید و کرونای مثبت تشخیص داده شد. بقیه به بیمارستان نرفتند، چون یا ابتلا به ویروس مربوط به روزهای اول شیوع کرونا و زمانی بود که شرایط اینقدر حاد نشده بود و یا به تشخیص پزشک، باتوجه به علائم بیماری و ابتلای بقیه اعضای خانواده، کرونا مثبت بود و نیازی به تست نبود، بلکه فقط باید در خانه قرنطینه می شدند.

او درباره ابتلای خودش به عنوان اولین عضو خانواده به ویروس کرونا می گوید: ۴ یا ۵ اسفند بود که علائم کرونا در من ظاهر شد. فکر می کنم اولین نفری که در خانواده مبتلا به ویروس شد، من بودم و بلافاصله بعد از من، پدرم مبتلا شد، با وجود اینکه ما در یک خانه زندگی نمی کردیم و من در خانه خودم بودم.

علائم کرونا در من با خارش گلو شروع شد، مثل اینکه در گلویم گرد و خاک رفته بود و سرفه می کردم. صبح خارش گلو شروع شد و تا شب کم کم علائم دیگری مثل بدن درد، تب، سردرد، کوفتگی و عرق شدید هم اضافه شد. این علائم ادامه داشت تا روزی که تب من به ۳۹ درجه رسید.

عبور اولین عضو مبتلا از کنار ویروس کرونا

باتوجه به اینکه فرزند نوزاد دارم سریع به پزشک مراجعه کردم. دکتر به من گفت احتمالا آنفلوآنزا گرفته ام و بهتر است دو هفته از خانه بیرون نروم، ولی اگر تنگی نفس داشتم دوباره حتما به پزشک مراجعه کنم. صبح روز بعد که بیدار شدم باز هم همه علائم را داشتم، ولی با شدت بیشتر، طوری که نمی توانستم از جای خودم بلند شوم! کم کم سرفه خشک اضافه شد و تنگی نفس هم خیلی خفیف داشتم، تا اینکه چند روز بعد همه علائم را با هم داشتم. البته به مرور علائم من خیلی کمتر شد تا اینکه فقط سرفه می کردم. حدود ۲۵ اسفند بود که برای سرفه هایم به دکتر مراجعه کردم و گفت باتوجه به شرایطی که داشتی احتمال می دهم بیش از ۹۰ درصد مبتلا به کرونا شده ای ولی از کنارش رد شده ای!

محمد ابراهیم با اشاره به اینکه هیچ آزمایشی نداده که نشان دهد کرونا داشته، می گوید با توجه به علائمی که داشته و ابتلای اعضای خانواده اش، پزشکان گفتند احتمالا بیش از ۹۰ درصد مبتلا به ویروس کرونا هستی.

او که از شروع اولین علائم تا قطع سرفه ها و برطرف شدن کامل علائم بیماری اش، حدود ۲۰ روز طول کشیده، می گوید: اوج بیماری ام در روزهای ۱۳ یا ۱۴ اسفند یعنی حدود ۱۰ روز بعد از شروع علائم اولیه بود.

روزهای سخت پیش روی خانواده

سخت ترین قسمت این ماجرا برای او، ابتلای پدرش به ویروس کرونا است. می گوید: نفر بعدی که در خانواده ما مبتلا به ویروس کرونا شد پدرم بود که سابقه بیماری زمینه ای یا تنفسی نداشت.

۷ یا ۸ اسفند بود که علائم بیماری در پدرم عود کرد. ما رفت و آمد خیلی کمی داشتیم و من خیلی روی رعایت موارد بهداشتی حساس بودم، برای همین فکر می کنم پدرم از طریق دیگری به ویروس کرونا مبتلا شده بود، چون ما اصلا تماسی نداشتیم. وقتی پدرم برای معالجه پیش پزشک رفت و علائم اولیه را بررسی کردند، آزمایش خون اولیه، میزان اکسیژن خون و عکس رادیوگرافی از قفسه سینه گرفتند، گفتند مشکوک به کرونا است و بهتر است در بخش افراد مشکوک به کرونا در بیمارستان بستری شود.

۱۵ اسفند یعنی پنج روز بعد از بستری شدن در بیمارستان، جواب تست کرونای پدرم آمد. از تاریخی که پدرم بستری شد تا روزی که جواب تست کرونا آمد، من خیلی ترسیده بودم و باتوجه به علائمی که داشتم مدام به پزشک مراجعه می کردم، اما می گفتند چون ضربان قلبت منظم است و تنگی نفس نداری فعلا مشکل خاصی وجود ندارد. آخرین باری که به پزشک مراجعه کردم گفت باتوجه به علائمی که داشتی و پدرت هم درگیر کرونا شده، بهتر است یک آزمایش خون به عنوان تست بدهی، البته حدود ۱۲ روز بعد از زمانی بود که علائم اولیه را دیده بودم و نتیجه آزمایشم هم نشان داد که مشکلی وجود ندارد و فقط مقدار کمی ریه ام عفونی شده است.

شوک روحی به خانواده در غم از دست دادن پدر

محمد ابراهیم که خاطرات آن روزها برایش تلخ، اما همیشه تازه است، می گوید: صبح روز ۱۶ اسفند با پدرم تلفنی صحبت کردم، هیچ مشکلی نداشت، نه آی سی یو رفته بود و نه دچار کما و بیهوشی شده بود، ولی متأسفانه صبح روز بعد ایست قلبی کرد و به خاطر نرسیدن اکسیژن کافی به بدن، فوت کرد…

گرچه قصد یادآوری این خاطرات تلخ را ندارم، اما خودش به سختی تلاش می کند شرایط غم انگیز آن روزها را برایم شرح دهد: به خاطر شرایطی که بود بدون برگزاری هیچ مراسم تشییع جنازه و یا ختمی، پدرم را به خاک سپردیم. این قضیه شوک روحی خیلی بزرگی به همه اعضای خانواده وارد کرد. در مراسم خاکسپاری فقط اعضای خانواده در حد ۱۰ نفر با فاصله ۳ تا ۴ متر از هم حضور داشتیم، نه اقوام و نه دوست و آشنا، فقط خودمان بودیم و این داغ ناگهانی…

از دست دادن عزیز در این شرایط می تواند بدترین اتفاق در زندگی هرکسی باشد. وقتی کسی عزیزی را از دست می دهد دلخوشی اش به این است که اعضای خانواده بتوانند همدیگر را بغل کنند و دلداری بدهند و یا اقوام و آشنایان دور و برشان باشند، اما ما وقتی پدرمان را دفن کردیم، نه خواهر و برادر می توانستند همدیگر را دلداری بدهند و نه کسی بود که تسلی خاطر بازماندگان باشد، هیچ کسی نبود زیر بغل ات را بگیرد تا نیفتی، فقط خودت باید خودت را جمع و جور می کردی و دلداری می دادی…

تشییع و خاکسپاری در غم انگیزترین حالت ممکن

مراسم تشییع و خاکسپاری کسانی که بر اثر کرونا فوت می کنند در بدترین و غم انگیزترین حالت ممکن برگزار می شود. معمولا وقتی کسی فوت می کند، اعضای خانواده اش بعد از خاکسپاری به منزل می روند، دور هم جمع می شوند، به هم دلداری می دهند، مراسم ختم می گیرند، اقوام، دوستان و آشنایان برای عرض تسلیت می آیند؛ اما ما بعد از اینکه پدرمان را به خاک سپردیم هر کدام به خانه خودمان رفتیم و حتی نتوانستیم دور هم جمع شویم.

محمد ابراهیم می گوید: غم از دست دادن پدر بسیار سخت است، ولی وقتی نتوانی کوچکترین مراسمی برای پدر بگیری و عزاداری کنی سخت تر می شود. پدر من در تمام مراسم اقوام و دوستان و آشنایان شرکت می کرد، ولی برای خودش اصلا مراسمی برگزار نشد که کسی بخواهد شرکت کند. برادر من مداح است و در مراسم زیادی مداحی کرده، اما برای پدر خودش نتوانست مداحی کند. اینها غم بزرگی بر دل آدم می گذارد و فقط کسی که خدای نکرده در این شرایط عزیزی را از دست دهد، درک می کند من چه می گویم.

برگزاری مراسم یادبود پدر بعد از پشت سرگذاشتن بحران کرونا

پدرم معمار بود و جزو یکی دو نفری بود که می توانست طرح های سنتی و قدیمی را اجرا کند، فکر کنم حدود ۱۳ مسجد و حسینیه در نطنز و شهرهای اطراف ساخت. این اواخر هم تاکسی داشت و هر سال روز اول ماه رمضان رایگان کار می کرد. خیلی از مردم شهر او را به خوشرویی و خیرخواهی می شناختند، به همین خاطر وقتی فوت کرد خیلی ها ابراز ناراحتی کردند و حتی برای تسلیت به در خانه آمدند، ولی ما همه را برگرداندیم، به خاطر اینکه ممکن بود یک نفرشان به این ویروس مبتلا باشد، ولی خبر نداشته باشد و باعث ابتلای چند نفر دیگر به کرونا شود. هنوز هم خیلی ها می گویند روزی که کرونا تمام شد یک مراسم یادبود برای پدرتان بگیرید و ما هم حتما شرکت می کنیم.

رفت و آمد ویروس کرونا در بین اعضای خانواده

نفر بعدی که در خانواده ما مبتلا به کرونا شد برادر بزرگتر از من بود که با پدر و مادرم در یک خانه زندگی می کرد. می گفت روی زبانم زرد شده و ضعف و بی حالی دارم، و وقتی به پزشک مراجعه کرد گفته بود باتوجه به اینکه پدرت در خانه بوده و کرونا داشته، به احتمال زیاد درگیر شده ای ولی به صورت خفیف. در همین فاصله مادرم هم مبتلا شد، به طوری که حس چشایی مادرم کاملا از کار افتاد و هیچ طعمی در دهانش حس نمی کرد، به اضافه مشکلات گوارشی شدیدی که در طول ۳ یا ۴ روز داشت.

ویروس کرونا در همین زمان در بین اعضای خانواده محمد ابراهیم در رفت و آمد بود و دست از سر آنها بر نمی داشت. محمد ابراهیم می گوید: زمانی که برادرم داشت بهتر می شد، خواهر بزرگترم که فرزند ارشد خانواده است دچار تب و لرز و بدن درد و سرفه شد. وقتی عکس از قفسه سینه و آزمایش گرفتند گفتند که درگیر کرونا شده و بهتر است در بیمارستان بستری شود. دو روز در بیمارستان نطنز بستری بود و بعد ترخیص و قرنطینه خانگی شد. فردای آن روز فرزند دوم خانواده با اسهال و استفراغ و البته کمردرد شدید مواجه شد، طوری که هنوز کمردردش ادامه دارد و معلوم نشد کرونا است یا نه چون به دکتر مراجعه نکرد. در همین حین خواهر دیگرم که در بادرود زندگی می کند با علائم شدید درگیر کرونا شد، تا حدی که پزشک برایش دوز دارویی بالایی تجویز می کرد و بعد از آن ۱۴ روز در قرنطینه خانگی بود و همسرش هم ویروس را گرفت.

فاصله ای که من ویروس کرونا گرفتم تا نفر آخر که خواهرم بود، کلا ۵ روز طول کشید و هر روز یکی از اعضای خانواده می گفت دچار یکسری علائم شده است، درحالی که هرکدام از ما در خانه های مستقلی زندگی می کنیم و فقط پدر و مادر و یک برادرم در منزل مشترک زندگی می کردند.

او با اشاره به اینکه ابتلا به ویروس کرونا یک دوره کمون دارد و مشخص نیست فرد چه زمانی و چطور مبتلا شده، می گوید: اگر هر اتفاقی افتاده مربوط به قبل بوده است، چون بعد از اینکه هرکدام علائم کرونا را داشتیم دیگر ارتباطی با هم نداشتیم، مثلا خودم هروقت به خانه پدر و مادرم می رفتم در حیاط می ماندم و اصلا داخل منزل نمی رفتم، همانجا هرکاری بود انجام می دادم چون همانطور که گفتم با اطلاعاتی که داشتم خیلی روی رعایت موارد بهداشتی حساس بودم.

۵۴ روز است به نوزاد ۹۰ روزه ام دست نزده ام

محمد ابراهیم تا آنجایی روی رعایت موارد بهداشتی حساسیت دارد که می گوید ۵۴ روز است به نوزاد ۹۰ روزه اش دست نزده و از او دور است، تا خدای نکرده ناقل ویروس به او نباشد.

حالا همه اعضای خانواده محمد ابراهیم دوره های درمان و قرنطینه بعد از آن را پشت سر گذاشته اند و هیچ مشکل خاصی ندارند، به غیر از برادرش که هنوز ضعف و بی حالی دارد و دکتر گفته احتمالا عوارض دارو هنوز در بدنش مانده است.

کرونا از آنچه فکر می کنید به شما نزدیک تر است

بعد از پشت سر گذاشتن تجربه درگیری خانوادگی با کرونا، او از مردم می خواهد که به خاطر خودشان و اعضای خانواده شان توصیه های بهداشتی را خیلی جدی بگیرند و بدانند خطر کرونا از آنچه که فکرش را می کنند به آنها نزدیک تر است. با این حال توصیه دیگر محمد ابراهیم نداشتن ترس و استرس و نگرانی بیش از اندازه است. این توصیه هم به خاطر تجربه‌ای است که پشت سر گذاشته و می گوید: ترس زیاد، بیشتر آسیب می زند. علت مرگ پدر من کرونا نبود، ایست قلبی بود. البته پدرم کرونا داشت ولی کرونا معمولا باعث عفونت ریه و کما و بیهوشی و بعد فوت می شود، درحالی که من ۲۰ دقیقه قبل از فوت پدرم با او تلفنی صحبت کردم و مشکلی نداشت، اما بر اثر ایست قلبی فوت کرد.

او داشتن روحیه قوی درصورت ابتلا به ویروس کرونا را خیلی مهم می داند «خواهرم جزو بیماران حاد بود، ولی با روحیه ای که به او دادیم، خیلی زودتر از بقیه سرپا شد و برگشت، درحالی که پدرم همیشه از دکتر و دوا بیزار بود و وقتی هم در بیمارستان بستری بود دوستش که در تخت کناری او بستری بود چند روز قبل از پدرم فوت کرد. یعنی ۱۵ اسفند مشخص شد جواب آزمایش کرونای پدرم مثبت است، ۱۶ اسفند فهمید که دوستش فوت کرده و صبح روز بعد ایست قلبی و فوت کرد…»

حفظ روحیه و نترسیدن، مهمترین تجربه از شکست کرونا

محمد ابراهیم حفظ روحیه و نترسیدن را مهمترین تجربه خود و خانواده اش از درگیری با ویروس کرونا عنوان می کند و می گوید: تجربه من این است که اصلا نباید ترسی به دل راه داد، چون شاید خیلی ها درگیر این ویروس شوند و همانطور که گفته می شود از کنارش به سادگی رد شوند. البته خیلی مهم است که توصیه های بهداشتی را به طور جدی رعایت کرد، ولی برخی مواقع طوری به این ویروس مبتلا می شوی که اصلا نمی دانی از کجا درگیر شده ای! در این حالت باید روحیه را حفظ کرد، چون از دست دادن روحیه، تاثیر وحشتناکی دارد. بنابراین فرد مبتلا به کرونا باید قرنطینه را جدی بگیرد، داروها را مصرف و توصیه های پزشکان را یک به یک رعایت کند، در عین حال که محکم و امیدوار باشد، چون امید جوانه ای است که می تواند به درختی تبدیل شود و ریشه کرونا را خشک کند.

عضوکانال واتساپ اول فارس شوید

ثبت دیدگاه