عباس عبدی در یادداشتی باعنوان امتناع عدول از فتوا چنین نوشت:
با تشدید اخبار حمله به تأسیسات هستهای ایران، گرایش به تحریك حكومت و سیاستگذاران ایرانی یا تبلیغ و تهدید به ساخت بمب هستهای بیشتر شده است و نقطه عطف آن سخنان آقای علی لاریجانی بود كه گفت: «اگر امریكا كار اشتباهی بكند، ما مجبور میشویم به سمت سلاح هستهای برویم.» البته این حرف جدیدی نبود.
اردیبهشت سال پیش هم آقای خرازی، رییس شورای راهبردی روابط خارجی چنین تهدیدی را با زبانی ظریفتر انجام داد و گفت: «ما تصمیمی برای تولید بمب هستهای نداریم اما اگر موجودیت ایران تهدید شود، ناچاریم دكترین هستهای خود را تغییر بدهیم.»
پیش از همه اینها آقای هاشمیرفسنجانی تهدیدهای تهاجمی و تندتری كرده بود. وی در خطبههای نماز جمعه ۲۳ آذر ۱۳۸۰ گفت: «اگر روزی البته این خیلی مهم است دنیای اسلام متقابلا مجهز شود به این سلاحهایی كه امروز اسراییل دارد آن روز این استراتژی استكبار به بنبست میرسد چون استعمال یك بمب اتم در داخل اسراییل هیچ چیزی باقی نمیگذارد. اما در دنیای اسلام آسیب فقط میزند و این اتفاق دور از عقل نیست.» این سخنان نشان میداد كه درك رسمی از بمب اتم خیلی سادهانگارانه است، گویی یك بمب عادی است.
اتفاقا پس از این سخنان بود كه معنای برنامه هستهای ایران تفاوت كرد و شاخكهای جهانی به فعالیت هستهای ایران تیز و متمركز شد و این بحران بزرگ را ایجاد و یك سال بعد آژانس انرژی هستهای و شورای امنیت را وارد مرحله جدیدی از مواجهه با ایران كرد. ظاهرا آقایان توجه نداشتند كه داخل اتاق شیشهای نشستن و سنگپرانی به بیرون عواقب خوبی ندارد. كسان كماهمیت دیگری هم این روزها چنین شعارهایی را دادهاند، ازجمله یك عضو كمیسیون امنیت ملی مجلس گفته: «اگر ما هم مسلح به بمب اتمی بودیم، ترامپ جرات تهدید به بمباران نمیكرد.
مدتهاست كه بسیاری از نخبگان و دلسوزان كشور و انقلاب آزمایش و اعلام [ساخت] بمب [اتمی] را درخواست دارند. او نمیداند كه اگر میتوانستند بسازند، پیشتر چنین كاری را كرده بودند و البته پیش از ساختن یا حتی دسترسی به توانایی ساختن، بمباران میشدند. اگر الان تا این مرحله پیش آمدهاند به دلیل همین فتوا و سیاست همسو با آن بوده. بنابراین اكنون مشكل فتوای رهبری پیش روی همه آنان است. این فتوا در پیام به نخستین كنفرانس بینالمللی «خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه» در فروردین ۸۹ منتشر شد: «به اعتقاد ما افزودن بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای كشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میكروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی میشوند. ملت ایران كه خود قربانی كاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها خطر تولید و انباشت این گونه سلاحها را حس میكند و آماده است همه امكانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار بدهد. ما كاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم.»
پس ایشان كاربرد دیگر انواع سلاحهای كشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میكروبی را نیز حرام میدانند. برخی مواضع دیگر ایشان نیز این مساله را به روشنی بازتاب داده است از جمله: «ما با وجود اینكه میتوانستیم در این راه قدم برداریم، بر اساس حكم اسلام عزیز كاربرد این سلاح را حرام قطعی شرعی اعلام كردیم، بنابراین هیچ دلیلی ندارد كه برای تولید و نگهداشت سلاحی كه استفاده از آن مطلقا حرام است، هزینه كنیم. دنبال سلاح هستهای نیستیم؛ نه به خاطر اینكه آنها میگویند، [بلكه] به خاطر خودمان، به خاطر دینمان و به خاطر عقلمان. هم فتوای شرعی ما این است. فتوای عقلی ما هم این است كه ما امروز و فردا و هیچ وقت به سلاح هستهای احتیاج نداریم؛ سلاح هستهای برای یك كشوری مثل كشور ما مایه دردسر است كه حالا تفصیل این بماند. ما سلاح هستهای را نه بهخاطر زید و عمرو، نه به خاطر امریكا و غیر امریكا، به خاطر عقیدهمان قبول نداریم؛ هیچ كس نباید داشته باشد. اگر ایران اراده میكرد كه سلاح هستهای داشته باشد، امریكا به هیچ وجه نمیتوانست جلوی او را بگیرد.
سلاح هستهای نه تأمینكننده امنیت و نه مایه تحكیم قدرت سیاسی است، بلكه تهدیدی برای این هر دو است. حوادث دهه 90 قرن بیستم نشان داد كه داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمی همانند شوروی سابق را هم حفظ كند. امروز نیز كشورهایی را میشناسیم كه با داشتن بمب اتم در معرض امواج ناامنیهای مهلكند.» عدول از این فتوا شاید در داخل كشور و تحت عناوین ثانویه برای گروهی پذیرفتنی باشد ولی در سطح بینالمللی چنین چیزی پذیرفته نمیشود، چون فتوا و توضیحات مكمل آن برحسب حرمت ذاتی این بمب است و نه نیاز نداشتن ما به آن، یا ناتوانی ما در ساختن آن. نكتهای كه طرفداران بمب اتمی توجه نمیكنند این است كه اتفاقا نقطه قوت ایران همین فتوا بوده و گزارش سالانه 2024 جامعه اطلاعاتی امریكا (ماه پیش منتشر شد) معتقد است كه: «همچنان ارزیابی میكنیم كه ایران در حال ساخت سلاح نیست و آیتالله خامنهای برنامه تسلیحات هستهای را كه در سال ۲۰۰۳ متوقف كرده بود، مجددا مجاز ندانسته است.اگرچه احتمال دارد كه تحت فشار برای انجام این كار قرار بگیرد.» پس این برداشت یكی از موانع جدی برای حمله به ایران یا تأسیسات هستهای آن است. حتی میتوان اقرار آنان را مستند حقوقی در برابر هر اقدامی علیه ایران قرار داد.
با تمام اینها نكتهای هم وجود دارد، اینكه اگر نتوان بمب ساخت (فارغ از ماهیت این سیاست) پس این همه هزینه برای تأسیسات و صنعت هستهای برای چیست؟ اگر نتوان بمب داشت یا با داشتن بمب هستهای نتوان بازدارندگی را ایجاد كرد، آیا این همه هزینههای مستقیم و غیرمستقیم داده شده برای صنعت هستهای دستاورد محسوب میشود؟ تصور كنیم كه اگر این صنعت را نداشتیم، اكنون چه چیزی را نداشتیم كه تا حالا صدها بلكه هزاران میلیارد (مجموع مستقیم و غیرمستقیم شامل تحریمها) هزینه برای آن پرداخته شده است؟ اگر بخشی از این هزینهها صرف اقتصاد و رفاه و حتی امور دفاعی جامعه میشد، كدام كشور جرأت میكرد به ایران چپ نگاه كند؟ امروز نقطه ضعف ما كجاست؟
به عبارت دیگر این پارادوكسی است كه در سیاست هستهای از ابتدا وجود داشته است. سیاستی كه شاید در ابتدا با هدف دیگری در پیش گرفته شد ولی به هر دلیلی (عقلی و شرعی) مقام رهبری آن سیاست را نپذیرفتند و از اینجا به بعد در مسیری قرار گرفت كه مهار شدن آن سخت بود. سیاست هستهای و ساخت بمب هستهای الزامات خاصی دارد. اگر این سیاست برای بازدارندگی محدود باشد جواب میدهد، مثل پاكستان در برابر هند. برخلاف تصور آقایان، بمب اتمی پاكستان بمب اسلامی نیست و نبوده و نخواهد بود. اصولا چنین صفتی را به هیچ بمبی نمیتوان اطلاق كرد، چون اتحادیه واقعی از كشورهای اسلامی نداریم و شكل هم نخواهد گرفت. این كشورها با یكدیگر و درون خودشان بیشتر میجنگند تا با دیگران. این بمب پاكستان در برابر هندوستان است. به همین دلیل راههای ارتباطی پاكستان با همه كشورهای دیگر گشوده است هر چند یكی از دلایل مشكلات فعلی پاكستان، همین هزینههایی است كه برای اتمی شدن پرداختند. آن هم در برابر هند كه اقتصادی بسیار بزرگتر از پاكستان دارد. به علاوه بمب اتم به نوعی بمب صلح است و نه جنگ. هدف آن بازدارندگی است و نه حمله به دیگران و استفاده از بمب. چون به كار بردن این بمب برخلاف تصور آقای هاشمی محدود نخواهد ماند و فاجعهبار است. پس از هستهای شدن هند و پاكستان آنها از جنگ پرهیز میكنند در حالی كه قبلا سه بار جنگ كرده بودند.
حتی روسیه بهرغم شكستهایی كه در برخی از مقاطع در جنگ با اوكراین خورد به سوی این بمب نرفت و نخواهد رفت. اگر ایران در منطقه خاورمیانه دنبال دفاع از وضع موجود و جلوگیری از پیشروی بیشتر اسراییل باشد، دسترسی به چنین بمبی شاید معنادار بود، ولی اگر هدف نابودی اسراییل باشد كوشش برای ساخت آن نقض غرض میشود و این نكتهای است كه حتما مورد توجه مقام رهبری بوده است و بهتر از همه میدانند كه راهحل مساله منطقه و اسراییل بمب هستهای نیست.
اكنون این پرسش مطرح میشود كه چه باید كرد؟ یا چه میتوان كرد؟ بهتر است بگوییم كه چه نباید كرد. نخست حرفهایی نزنیم كه از ابتدا میدانیم شدنی نیست و باید از آنها عقبنشینی كنیم. نفوذ اطلاعاتی آنها هم به اندازهای هست كه فرق شعارهای واقعی و توخالی را بدانند. نكته دوم اینكه حمایت چین و روسیه یا حداقل مخالفت آنان با سیاستهای رسمی ایالات متحده هم مشروط به رعایت نكاتی است. فراموش نكنید كه در جریان صدور قطعنامههای اولیه شورای امنیت این دو كشور در كنار غرب رای مثبت علیه ایران میدادند چون مقوله هستهای خط قرمز همه آنها است و نظام بینالملل خود را ملتزم به جلوگیری از اشاعه آن میداند. مگر اینكه زورش نرسد، مثل هند و پاكستان. این مورد هم ریشه در جهان دوقطبی و رقابت شدید میان چین و هند داشت. بنابراین روی حمایت چین و روسیه در این مورد خاص نباید هیچ حسابی باز كرد.
نكته سوم، ناكارآمدی سیاست بازدارندگی با اتكای صرف به صنعت هستهای است. این مدت طولانی تنش و بیثباتی در روابط خارجی، كشور را مستهلك كرد و در ادامه بیشتر میكند و همین عامل مهمی در تضعیف بازدارندگی كشور میشود، پس باید سیاست را بهبود بخشید. جلوی ضرر را هر جا بگیریم، سود است. چهارم از طرح مسائل حاشیهای و بیهوده پرهیز و به شعور مخاطبان احترام گذاشته شود. اینكه آقای لاریجانی موضوع منافع اقتصادی میان دو كشور ایران و امریكا را به میان كشید حرف جالب و مهمی برای این زمان نیست.
آن روزی كه حتی با خرید هواپیمای مسافربری و خودرو و كالاهای آنها مخالفت میشد در حالی كه به برخی از آنها نیاز شدیدی هم داشتیم فراموش نشده است. پس بهتر است قدری فكر كنیم كه طرف مقابل اگر فهم و درك بالاتری از ما نداشته باشد از ما كمتر هم نمیفهمد. به علاوه امروز رسانه عمومی ایران ترامپ را به ترور تهدید میكند و صدای شما هم در نمیآید. چگونه انتظار داریم كه بقیه حرفها را باور كنند؟
جزییات فنی این تغییر چیست؟ دقیق نمیدانم. باید به مسوولان امر و كارشناسان ارجاع داد و مشاركت عمومی را هم پذیرفت تا بهترین مسیر ممكن را كه میتوانند انتخاب كنند و ما نیز باید به طور كامل حمایت كنیم. امتناع عدول از فتوا ؛ ایران بمب هستهای می سازد؟ آیا ارزشش را داشت؟
عباس عبدی در یادداشتی باعنوان امتناع عدول از فتوا چنین نوشت:
با تشدید اخبار حمله به تأسیسات هستهای ایران، گرایش به تحریك حكومت و سیاستگذاران ایرانی یا تبلیغ و تهدید به ساخت بمب هستهای بیشتر شده است و نقطه عطف آن سخنان آقای علی لاریجانی بود كه گفت: «اگر امریكا كار اشتباهی بكند، ما مجبور میشویم به سمت سلاح هستهای برویم.» البته این حرف جدیدی نبود.
اردیبهشت سال پیش هم آقای خرازی، رییس شورای راهبردی روابط خارجی چنین تهدیدی را با زبانی ظریفتر انجام داد و گفت: «ما تصمیمی برای تولید بمب هستهای نداریم اما اگر موجودیت ایران تهدید شود، ناچاریم دكترین هستهای خود را تغییر بدهیم.»
پیش از همه اینها آقای هاشمیرفسنجانی تهدیدهای تهاجمی و تندتری كرده بود. وی در خطبههای نماز جمعه ۲۳ آذر ۱۳۸۰ گفت: «اگر روزی البته این خیلی مهم است دنیای اسلام متقابلا مجهز شود به این سلاحهایی كه امروز اسراییل دارد آن روز این استراتژی استكبار به بنبست میرسد چون استعمال یك بمب اتم در داخل اسراییل هیچ چیزی باقی نمیگذارد. اما در دنیای اسلام آسیب فقط میزند و این اتفاق دور از عقل نیست.» این سخنان نشان میداد كه درك رسمی از بمب اتم خیلی سادهانگارانه است، گویی یك بمب عادی است.
اتفاقا پس از این سخنان بود كه معنای برنامه هستهای ایران تفاوت كرد و شاخكهای جهانی به فعالیت هستهای ایران تیز و متمركز شد و این بحران بزرگ را ایجاد و یك سال بعد آژانس انرژی هستهای و شورای امنیت را وارد مرحله جدیدی از مواجهه با ایران كرد. ظاهرا آقایان توجه نداشتند كه داخل اتاق شیشهای نشستن و سنگپرانی به بیرون عواقب خوبی ندارد. كسان كماهمیت دیگری هم این روزها چنین شعارهایی را دادهاند، ازجمله یك عضو كمیسیون امنیت ملی مجلس گفته: «اگر ما هم مسلح به بمب اتمی بودیم، ترامپ جرات تهدید به بمباران نمیكرد.
مدتهاست كه بسیاری از نخبگان و دلسوزان كشور و انقلاب آزمایش و اعلام [ساخت] بمب [اتمی] را درخواست دارند. او نمیداند كه اگر میتوانستند بسازند، پیشتر چنین كاری را كرده بودند و البته پیش از ساختن یا حتی دسترسی به توانایی ساختن، بمباران میشدند. اگر الان تا این مرحله پیش آمدهاند به دلیل همین فتوا و سیاست همسو با آن بوده. بنابراین اكنون مشكل فتوای رهبری پیش روی همه آنان است. این فتوا در پیام به نخستین كنفرانس بینالمللی «خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه» در فروردین ۸۹ منتشر شد: «به اعتقاد ما افزودن بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای كشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میكروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی میشوند. ملت ایران كه خود قربانی كاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها خطر تولید و انباشت این گونه سلاحها را حس میكند و آماده است همه امكانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار بدهد. ما كاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم.»
پس ایشان كاربرد دیگر انواع سلاحهای كشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میكروبی را نیز حرام میدانند. برخی مواضع دیگر ایشان نیز این مساله را به روشنی بازتاب داده است از جمله: «ما با وجود اینكه میتوانستیم در این راه قدم برداریم، بر اساس حكم اسلام عزیز كاربرد این سلاح را حرام قطعی شرعی اعلام كردیم، بنابراین هیچ دلیلی ندارد كه برای تولید و نگهداشت سلاحی كه استفاده از آن مطلقا حرام است، هزینه كنیم. دنبال سلاح هستهای نیستیم؛ نه به خاطر اینكه آنها میگویند، [بلكه] به خاطر خودمان، به خاطر دینمان و به خاطر عقلمان. هم فتوای شرعی ما این است. فتوای عقلی ما هم این است كه ما امروز و فردا و هیچ وقت به سلاح هستهای احتیاج نداریم؛ سلاح هستهای برای یك كشوری مثل كشور ما مایه دردسر است كه حالا تفصیل این بماند. ما سلاح هستهای را نه بهخاطر زید و عمرو، نه به خاطر امریكا و غیر امریكا، به خاطر عقیدهمان قبول نداریم؛ هیچ كس نباید داشته باشد. اگر ایران اراده میكرد كه سلاح هستهای داشته باشد، امریكا به هیچ وجه نمیتوانست جلوی او را بگیرد.
سلاح هستهای نه تأمینكننده امنیت و نه مایه تحكیم قدرت سیاسی است، بلكه تهدیدی برای این هر دو است. حوادث دهه 90 قرن بیستم نشان داد كه داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمی همانند شوروی سابق را هم حفظ كند. امروز نیز كشورهایی را میشناسیم كه با داشتن بمب اتم در معرض امواج ناامنیهای مهلكند.» عدول از این فتوا شاید در داخل كشور و تحت عناوین ثانویه برای گروهی پذیرفتنی باشد ولی در سطح بینالمللی چنین چیزی پذیرفته نمیشود، چون فتوا و توضیحات مكمل آن برحسب حرمت ذاتی این بمب است و نه نیاز نداشتن ما به آن، یا ناتوانی ما در ساختن آن. نكتهای كه طرفداران بمب اتمی توجه نمیكنند این است كه اتفاقا نقطه قوت ایران همین فتوا بوده و گزارش سالانه 2024 جامعه اطلاعاتی امریكا (ماه پیش منتشر شد) معتقد است كه: «همچنان ارزیابی میكنیم كه ایران در حال ساخت سلاح نیست و آیتالله خامنهای برنامه تسلیحات هستهای را كه در سال ۲۰۰۳ متوقف كرده بود، مجددا مجاز ندانسته است.اگرچه احتمال دارد كه تحت فشار برای انجام این كار قرار بگیرد.» پس این برداشت یكی از موانع جدی برای حمله به ایران یا تأسیسات هستهای آن است. حتی میتوان اقرار آنان را مستند حقوقی در برابر هر اقدامی علیه ایران قرار داد.
با تمام اینها نكتهای هم وجود دارد، اینكه اگر نتوان بمب ساخت (فارغ از ماهیت این سیاست) پس این همه هزینه برای تأسیسات و صنعت هستهای برای چیست؟ اگر نتوان بمب داشت یا با داشتن بمب هستهای نتوان بازدارندگی را ایجاد كرد، آیا این همه هزینههای مستقیم و غیرمستقیم داده شده برای صنعت هستهای دستاورد محسوب میشود؟ تصور كنیم كه اگر این صنعت را نداشتیم، اكنون چه چیزی را نداشتیم كه تا حالا صدها بلكه هزاران میلیارد (مجموع مستقیم و غیرمستقیم شامل تحریمها) هزینه برای آن پرداخته شده است؟ اگر بخشی از این هزینهها صرف اقتصاد و رفاه و حتی امور دفاعی جامعه میشد، كدام كشور جرأت میكرد به ایران چپ نگاه كند؟ امروز نقطه ضعف ما كجاست؟
به عبارت دیگر این پارادوكسی است كه در سیاست هستهای از ابتدا وجود داشته است. سیاستی كه شاید در ابتدا با هدف دیگری در پیش گرفته شد ولی به هر دلیلی (عقلی و شرعی) مقام رهبری آن سیاست را نپذیرفتند و از اینجا به بعد در مسیری قرار گرفت كه مهار شدن آن سخت بود. سیاست هستهای و ساخت بمب هستهای الزامات خاصی دارد. اگر این سیاست برای بازدارندگی محدود باشد جواب میدهد، مثل پاكستان در برابر هند. برخلاف تصور آقایان، بمب اتمی پاكستان بمب اسلامی نیست و نبوده و نخواهد بود. اصولا چنین صفتی را به هیچ بمبی نمیتوان اطلاق كرد، چون اتحادیه واقعی از كشورهای اسلامی نداریم و شكل هم نخواهد گرفت. این كشورها با یكدیگر و درون خودشان بیشتر میجنگند تا با دیگران. این بمب پاكستان در برابر هندوستان است. به همین دلیل راههای ارتباطی پاكستان با همه كشورهای دیگر گشوده است هر چند یكی از دلایل مشكلات فعلی پاكستان، همین هزینههایی است كه برای اتمی شدن پرداختند. آن هم در برابر هند كه اقتصادی بسیار بزرگتر از پاكستان دارد. به علاوه بمب اتم به نوعی بمب صلح است و نه جنگ. هدف آن بازدارندگی است و نه حمله به دیگران و استفاده از بمب. چون به كار بردن این بمب برخلاف تصور آقای هاشمی محدود نخواهد ماند و فاجعهبار است. پس از هستهای شدن هند و پاكستان آنها از جنگ پرهیز میكنند در حالی كه قبلا سه بار جنگ كرده بودند.
حتی روسیه بهرغم شكستهایی كه در برخی از مقاطع در جنگ با اوكراین خورد به سوی این بمب نرفت و نخواهد رفت. اگر ایران در منطقه خاورمیانه دنبال دفاع از وضع موجود و جلوگیری از پیشروی بیشتر اسراییل باشد، دسترسی به چنین بمبی شاید معنادار بود، ولی اگر هدف نابودی اسراییل باشد كوشش برای ساخت آن نقض غرض میشود و این نكتهای است كه حتما مورد توجه مقام رهبری بوده است و بهتر از همه میدانند كه راهحل مساله منطقه و اسراییل بمب هستهای نیست.
اكنون این پرسش مطرح میشود كه چه باید كرد؟ یا چه میتوان كرد؟ بهتر است بگوییم كه چه نباید كرد. نخست حرفهایی نزنیم كه از ابتدا میدانیم شدنی نیست و باید از آنها عقبنشینی كنیم. نفوذ اطلاعاتی آنها هم به اندازهای هست كه فرق شعارهای واقعی و توخالی را بدانند. نكته دوم اینكه حمایت چین و روسیه یا حداقل مخالفت آنان با سیاستهای رسمی ایالات متحده هم مشروط به رعایت نكاتی است. فراموش نكنید كه در جریان صدور قطعنامههای اولیه شورای امنیت این دو كشور در كنار غرب رای مثبت علیه ایران میدادند چون مقوله هستهای خط قرمز همه آنها است و نظام بینالملل خود را ملتزم به جلوگیری از اشاعه آن میداند. مگر اینكه زورش نرسد، مثل هند و پاكستان. این مورد هم ریشه در جهان دوقطبی و رقابت شدید میان چین و هند داشت. بنابراین روی حمایت چین و روسیه در این مورد خاص نباید هیچ حسابی باز كرد.
نكته سوم، ناكارآمدی سیاست بازدارندگی با اتكای صرف به صنعت هستهای است. این مدت طولانی تنش و بیثباتی در روابط خارجی، كشور را مستهلك كرد و در ادامه بیشتر میكند و همین عامل مهمی در تضعیف بازدارندگی كشور میشود، پس باید سیاست را بهبود بخشید. جلوی ضرر را هر جا بگیریم، سود است. چهارم از طرح مسائل حاشیهای و بیهوده پرهیز و به شعور مخاطبان احترام گذاشته شود. اینكه آقای لاریجانی موضوع منافع اقتصادی میان دو كشور ایران و امریكا را به میان كشید حرف جالب و مهمی برای این زمان نیست.
آن روزی كه حتی با خرید هواپیمای مسافربری و خودرو و كالاهای آنها مخالفت میشد در حالی كه به برخی از آنها نیاز شدیدی هم داشتیم فراموش نشده است. پس بهتر است قدری فكر كنیم كه طرف مقابل اگر فهم و درك بالاتری از ما نداشته باشد از ما كمتر هم نمیفهمد. به علاوه امروز رسانه عمومی ایران ترامپ را به ترور تهدید میكند و صدای شما هم در نمیآید. چگونه انتظار داریم كه بقیه حرفها را باور كنند؟
جزییات فنی این تغییر چیست؟ دقیق نمیدانم. باید به مسوولان امر و كارشناسان ارجاع داد و مشاركت عمومی را هم پذیرفت تا بهترین مسیر ممكن را كه میتوانند انتخاب كنند و ما نیز باید به طور كامل حمایت كنیم.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید