در اين گزارش به دليل رعايت اصول حرفهاي روزنامهنگاري جزييات مربوط به قتل قيد نشده است.
به گزارش اول فارس به نقل از اعتماد ، چهارم خردادماه جاري، زني حدودا ۶۵ ساله در اشنويه استان آذربايجان غربي توسط يك زن و مرد به قتل ميرسد. اين زن و مرد پس از سرقت طلا و اموال باارزش مقتول او را خفه و جسدش را در خانهاش ميسوزانند. سارقان با صحنهسازي و آتش زدن جسد قصد داشتهاند وانمود كنند مقتول خودسوزي كرده است، اما ماموران از آثار كبودي كه روي گردن مقتول بوده، متوجه ميشوند او ابتدا خفه و سپس جسدش سوزانده شده است. ماموران در ادامه به يك زن و مرد كه از دوستان مقتول بودهاند، مظنون و آنها را دستگير و عاملان اين جنايت به قتل اعتراف ميكنند.
«عبدالاسلام مام عزيزي»، فرماندار اشنويه در مورد اين خبر اعلام ميكند: «خبري در خصوص خودسوزي يك زن ميانسال در اين شهر در دستور كار نيروي انتظامي اشنويه قرار ميگيرد. پليس آگاهي نيروي انتظامي اين شهرستان صحنه را بررسي و با توجه به شواهد موجود، حالت و بقاياي جسد، فوت را قبل از سوختن جنازه تاييد ميكند. در بررسيهاي بيشتر ماموران پليس آگاهي، موفق به دستگيري يك زن و مرد ميشوند كه پس از بازجويي به قتل اين زن ميانسال، سوزاندن جسد و سرقت طلا و جواهرات او اعتراف ميكنند. متهمان پس از تكميل پرونده براي سير مراحل قانوني به مراجع قضايي معرفي ميشوند.»
يك پسر نوجوان شاهد رفت و آمد اين زن و مرد به خانه مقتول بوده است
«جلال رجبي»، خواهرزاده مقتول در مورد جزييات اين حادثه ميگويد: «خالهام تنها زندگي ميكرد و همسرش حدود يك سال پيش فوت كرده بود. فرزند هم نداشت. براي كارگري به مزرعه ميرفت. حدود شش، هفت ماه پيش در همان مزرعه با يك زن و مرد آشنا ميشود و آنها با خالهام ارتباط دوستانه برقرار ميكنند و هر از گاهي به خانه خالهام ميرفتند و اعتماد او را جلب كرده بودند. همسايهها ميگفتند اين زن و مرد را چندين بار ديده بودند كه به خانه خالهام ميرفتند، اما يك هفته قبل از اينكه خالهام به قتل برسد تقريبا هر روز به خانه او ميرفتند. روز حادثه خواهرم به خانه خالهام ميرود تا به او سر بزند. بعد از اينكه خواهرم به خانهاش بازميگردد، اين زن و مرد به خانه خالهام ميروند و طلاها و پولهاي او را سرقت ميكنند و سپس او را با [...] خفه كرده و جسدش را ميسوزانند. اگر به موقع نميرسيدند جسد كامل آتش ميگرفت و آثار كبودي روي گردن خالهام از بين ميرفت. بعد از اينكه اين زن و مرد از خانه فرار ميكنند شخصي به در خانه خالهام ميآيد؛ در اشنويه عصرها از طرف كميته امداد براي افراد بيبضاعت و بيسرپرست غذا ميبرند. اين شخص طبق روال هر روز به در خانه خالهام ميرود و وقتي متوجه ميشود كسي در را باز نميكند شك ميكند. همان موقع متوجه دودي ميشود كه از داخل خانه بيرون ميآيد؛ سريع از بالاي در به داخل خانه ميپرد و خالهام را در آن وضعيت ميبيند و با ريختن دو سطل آب روي جسد آتش را مهار ميكند. او سريع به آتشنشاني و اورژانس خبر ميدهد. وقتي ما به آنجا رسيديم ماموران پليس هم حضور داشتند. اين زن و مرد قصد داشتهاند با صحنهسازي وانمود كنند كه خالهام خودسوزي كرده است؛ حتي گوشوارههاي طلاي خالهام را از گوشهايش خارج و يكجفت گوشواره بدلي جايگزين آن ميكنند. طلاها، پول نقد و كارت عابربانك خالهام را هم برميدارند. وضعيت افتضاحي بود؛ كل جسد سوخته بود و فقط گردن نسوخته بود كه آثار كبودي روي گردن مشخص بود.»
اين فرد در پاسخ به اينكه اين دو نفر چگونه شناسايي ميشوند، ميگويد: «اين زن و مرد به خالهام گفته بودند كه زن و شوهر هستند در حالي كه دروغ گفته بودند. اينها با انگيزه سرقت طلا و اموال خالهام به او نزديك ميشوند و طرح دوستي ميريزند تا به هدفشان برسند. مردي كه همراه آن زن اين اقدام را انجام داده در تمام مدتي كه ما كارهاي خالهام را انجام ميداديم با ما همراه بود و در صحنه حضور داشت. ما به خاطر رفتارهاي اين فرد به او مشكوك شديم؛ به ما ميگفت كه همراه همسرش آن روز به خالهام سر زده است. او سوالات عجيبي هم از خواهرم پرسيده بود؛ از خواهرم پرسيده بود كه روي گردن خالهام جاي كبودي وجود داشته! يك پسر ۱۳ ساله هم آن روز ديده بود كه اين زن و مرد چند بار به خانه خالهام رفت و آمد داشتهاند. با اين نشانهها ما بيشتر به اين فرد مظنون شديم. ماموران هم از همان ابتدا كه بررسيهاي لازم را انجام داده بودند به ما اعلام كرده بودند كه قبل از سوزاندن جسد، او به قتل رسيده است. يك روز بعد از حادثه ما با ماموران پليس تماس گرفتيم و گفتيم به اين فرد مظنون هستيم. ماموران هم او را دستگير ميكنند و در ادامه آن زن هم بازداشت ميشود. ماموران به ما گفتهاند كه آنها به قتل اعتراف و اظهار كردهاند كه خالهام را خفه كردهاند. حتي گوشوارههاي طلاي خالهام را فروختهاند. در مورد اينكه اين دو نفر چه ميزان سرقت كردهاند هنوز تحقيقات كامل نشده و ادامه دارد.»
قتل با انگيزه سرقت بنا به دلايل مختلف رخ ميدهد
هشتم ارديبهشت ماه سال جاري نيز پليس از كشف پيكر سوخته دختر جواني خبر ميدهد و اعلام ميكند كه در پي مفقودي دختر جواني مشخص ميشود او به قتل رسيده و پيكر سوختهاش در حالي كشف ميشود كه پزشكي قانوني اعلام ميكند دست و پاي دختر با طناب بسته شده و علاوه بر سوختگي مرگبار، آثار ضرب و جرح ديگري نيز روي بدنش وجود داشته است. از طرفي طلا و زيورآلات اين دختر جوان كشف نشده كه احتمال قتل با انگيزه سرقت را بالا برده است.
طبق بررسيها؛ برخي جرم شناسان بر اين باورند كه همه سارقان، قاتل نميشوند و در بسياري از سرقتها هيچ خشونت شديدي رخ نميدهد، اما در برخي موارد، سرقت ميتواند به قتل منجر شود. جرمشناسان معتقدند كه برخي سارقان تصور ميكنند اگر قرباني زنده بماند، ميتواند آنها را شناسايي كند. به همين دليل ممكن است براي كاهش احتمال دستگيري دست به قتل بزنند. اين نوع رفتار بيشتر در ميان مجرمان حرفهاي يا افرادي كه سابقه كيفري سنگين دارند، مشاهده ميشود. مقاومت قرباني؛ گاهي هدف اوليه فقط سرقت است، اما وقتي قرباني مقاومت ميكند، درگيري فيزيكي شدت ميگيرد و به قتل منتهي ميشود. در اين موارد قتل ممكن است از پيش برنامهريزي نشده باشد. ترس و فشار رواني؛ هنگام ارتكاب جرم فرد ممكن است تحت استرس شديد، ترس از دستگيري يا هيجان بالا قرار گيرد. اين وضعيت ميتواند توانايي تصميمگيري منطقي را كاهش دهد و احتمال خشونت را افزايش دهد. ويژگيهاي شخصيتي و سابقه خشونت؛ برخي مجرمان داراي سابقه رفتارهاي پرخاشگرانه، تكانشگري يا بياعتنايي به حقوق ديگران هستند. در اين افراد احتمال تبديل سرقت به خشونت مرگبار بيشتر است. تاثير مواد مخدر يا الكل؛ مصرف برخي مواد ميتواند كنترل و همدلي را كاهش و احتمال رفتار خشونتآميز را افزايش دهد. فرهنگ مجرمانه و يادگيري اجتماعي؛ برخي نظريههاي جرمشناسي، مانند نظريه يادگيري اجتماعي از اين قرار است كه افراد ممكن است خشونت را از همسالان، گروههاي مجرمانه يا تجربيات گذشته ياد بگيرند و آن را راهي قابل قبول براي رسيدن به هدف خود بدانند. با اين حال در جرمشناسي ميان سرقت همراه با قتل از پيش طراحيشده و قتلي كه در جريان سرقت رخ ميدهد، تفاوت وجود دارد. انگيزهها، شخصيت مرتكب و شرايط وقوع جرم در اين دو حالت ميتواند بسيار متفاوت باشد.
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید