هشدار ساکنان حاشیه تالاب گاوخونی: فاجعهای بینالمللی در حال وقوع است
روزنامه اعتماد نوشت: مردادماه امسال وقتی هنوز همگی در شوك جنگ 12 روزه بودیم صدای فریادهای زنی را در شبكههای اجتماعی شنیدیم كه از برداشت پتاس در محدوده تالاب گاوخونی میگفت و تاثیری كه بر تالاب، آلودگیهای زیست محیطی و سلامت مردم منطقه دارد. همان زمان سازمان محیط زیست به ماجرا ورود كرد و فعالیت شركت پتاس در ۱۳ كیلومتری تالاب گاوخونی به دلیل نبود مطالعات كامل هیدرولوژی متوقف شد تا از تبعات زیستمحیطی مشابه دریاچه ارومیه جلوگیری شود. با وجود این اما گویا فعالیت طولانی مدت معادن و به ویژه معدن نمك در حاشیه تالاب گاوخونی كه در هفتههای گذشته متوقف شد، اثرات خود را بر سلامت مردم منطقه گذاشته است. گسترش بیماریهای نادر و همچنین انواع سرطانها و به ویژه سرطان خون در میان حسنآباد و بخشهای جرقویه و ورزنه طی سالهای گذشته به قدری بوده است كه حالا مردم منطقه در طوماری خواستار رسیدگی به وضعیت و انجام تحقیقاتی در این زمینه شدهاند.
در این طومار كه خطاب به استاندار و مدیران محیط زیست اصفهان، نمایندگان مجلس، شركت آب منطقهای و دانشگاه علوم پزشكی اصفهان نوشته شده و تصویر آن به همراه امضای اهالی منطقه در اختیار خبرنگار روزنامه «اعتماد» قرار گرفته، آمده است: «ما امضاكنندگان زیر، اهالی بخشهای جرقویه و ورزنه (ساكنان حاشیه تالاب بینالمللی گاوخونی) خواستاریم كه در جهت پیشگیری از بروز فاجعه انسانی بر اثر خشكی بستر تالاب گاوخونی و پراكنش شدید ریزگردهای آلوده به فلزات سنگین در منطقه و نگرانی از تشدید بروز انواع بیماریها، امكان جریان حداقلی دائمی آب زایندهرود برای رسیدن به تالاب گاوخونی و ایجاد پوشش مرطوب، در جهت حفظ سلامت مردم منطقه و احیای زیستبوم این تالاب را فراهم نمایند. همچنین خواهشمندیم از انجام هرگونه فعالیت صنعتی و معدنی كه منجر به آسیب رسیدن به بستر بحرانی تالاب و گسترش ریزگردها و خشكی بیش از پیش تالاب میگردد، جلوگیری نمایند.» آنها در این نامه خواستار بررسی فوری میزان تأثیرات سوءِ ایجاد شده و در كمین نشسته این مواد بر سلامت ساكنان حاشیه تالاب، بهویژه میزان گسترش انواع سرطانها شدهاند تا دستور انجام پروژههای تحقیقاتی لازم در این زمینه صادر شود.
بررسیهای خانه به خانه و شیوع انواع سرطان
هنوز البته مسوولان هیچ گونه پاسخی به درخواستهای مردم منطقه ندادهاند اما بررسیهای میدانی فرشته عالمشاه، عضو گروه بوم سبز كویر و مدیرعامل موسسه رویش سرزمین امید و هنرمند سرای آلمُن با همراهی چند تن از فعالان محیط زیست و اساتید دانشگاه، شیوع محرز سرطان در این مناطق را تایید میكند. او به «اعتماد» میگوید: «فعالیت من در حسنآباد و روستای دستجرد متمركز است و بر اساس مشاهدات عینی، وضعیت به گونهای است كه تقریبا در هر خانهای با بیماریهای مختلفی ازجمله سرطان خون، انواع سرطانها و بیماریهای خودایمنی مواجه هستیم.» عالمشاه از این وضعیت به شدت نگرانكننده با عنوان نوعی اپیدمی یاد میكند كه باعث شده است سال گذشته در تصمیمی خودجوش یك طرح آمارگیری خانه به خانه را همراه گروهی از همكاران و فعالان محیط زیست انجام بدهند تا وضعیت دقیقتر بررسی و نوع سرطانهای شایع در این منطقه كوچك با جمعیت حدود ۵ هزار نفر مشخص شود.«نتایج اولیه نشان داد كه سرطان خون در این منطقه شایعترین نوع سرطان است و متأسفانه اكثر بیماران از این بیماری جان سالم به در نمیبرند. درمان موثر و گستردهای برای این نوع سرطان وجود ندارد و روشهایی مانند پیوند مغز استخوان نیز محدودیتها و مشكلات خاص خود را دارند. بعد از سرطان خون، بیماریهای خودایمنی نیز به طور چشمگیری در این منطقه شیوع یافته است. این روند گسترش بیماریها به گونهای است كه در برخی از خانوادهها، حتی در جمعیتی كوچك، چهار نفر از اعضا به این بیماریها مبتلا هستند كه این وضعیت كاملا غیرطبیعی و نگرانكننده است.»
اگر چه این گروه در بررسیهای خانه به خانه، آماری را با ذكر آدرس، شماره تلفن و دیگر مشخصات افراد دارای بیماری و خانوادههای دارای بیمار احصا كردهاند اما دست به عصا هستند و آن را اعلام نمیكنند چرا كه با اعلام و انتشار آن از سوی رسانهها، احتمالا به تشویش اذهان عمومی متهم خواهند شد بنابراین ترجیح این است كه مراجع قانونی با بررسیهای علمی و دقیق در این زمینه ورود كنند. این فعال محیط زیست هم میگوید كه ارائه دقیق آمار نیازمند بررسی از طریق مراجع علمی و دانشگاه علوم پزشكی اصفهان است: « برای بررسی دقیقتر این موضوع، درخواست رسمی و طوماری تهیه شده و از دانشگاه علوم پزشكی اصفهان خواسته شده است تا وارد عمل شود و تحقیقات علمی و آماری جامع و دقیق در این زمینه انجام بدهد. هدف این است كه شفافسازی كامل انجام شود، دادهها به صورت علمی تحلیل و مقایسه گردند و نتایج قابل اتكا و مستند ارایه شود. تحقیق انجام شده توسط ما پژوهش علمی محسوب نمیشود، بلكه یك آمار میدانی است كه در بازه زمانی 10 ساله جمعآوری شده است.» او معتقد است كه احصا آمار البته به این راحتی نیست چرا كه بسیاری برای درمان به شهرهای مختلف از جمله تهران مراجعه میكنند یا مثلا مواردی كه دختران جوان مثلا مبتلا به بیماری اماس هستند، خانواده آن را اعلام نمیكند. بنابراین، ضروری است كه شبكه بهداشت و دانشگاه علوم پزشكی به طور تخصصی و علمی وارد این موضوع شوند و با روشهای علمی وضعیت را بررسی و تحلیل كنند. عالمشاه بحث آمار در این زمینه را این طور توصیف میكند كه فرض كنید درختان منطقه به طور محسوسی در حال خشك شدن هستند كه به راحتی هم قابل مشاهده است، اما برای اعلام رسمی و اقدامات بعدی نیاز به مدارك و اسناد علمی و مستند است. این مسائل در آن منطقه به قدری نزدیك و پیوسته اتفاق میافتد كه آنها دیگر نمیتوانند سكوت كنند چون اصالتا اهل همان منطقه هستند و این درگیریها به طور مستقیم همه آنها را تحت تأثیر قرار داده است. فرشته عالمشاه نمونههای زیادی از اطرافیان خود را مثال میزند كه در این سالها به سرطان یا بیماریهای نادر مبتلا شده، به همین دلیل فوت كرده یا هنوز درگیر بیماری هستند. «مردم به طور پیوسته و ناگهانی جلوی چشممان پرپر میشوند و این وضعیت بسیار دردناك و هشداردهنده است.»
این فعال محیط زیست تاكید میكند كه قدم اول درخواست مردم منطقه ارائه آمار رسمی و شفاف است تا افكار عمومی نسبت به ابعاد مساله حساس شود: «از مسوولان میخواهیم كه مرگومیرها و موارد مبتلا در محدوده مورد بحث را نسبت به جمعیت همان محدوده محاسبه و اعلام كنند (نرخهای خام و استاندارد شده به ازای جمعیت). نتایج را بهصورت آماری و مقایسهای (با بازههای زمانی و با مناطق مشابه) منتشر كنند تا مشخص شود آیا شیوع فعلی از حد انتظار فراتر رفته است یا خیر. ما در این زمینه آمادگی داریم پس از آغاز پژوهش، اطلاعاتمان را در این زمینه در اختیار پژوهشگران و نهادهای مسوول قرار بدهیم. از مسوولان ذیربط درخواست میكنیم كه فورا یك مطالعه اپیدمیولوژیك مستقل و معتبر آغاز كنند و نتایج شفاف و مكتوب آن را در اختیار مردم قرار بدهند.»
كارزاری برای احیای تالاب
با وجود آنكه فعالیت معدن نمك در حال حاضر متوقف شده، درخواستهای مكرر مردم منطقه طی یك ماه و نیم گذشته برای انجام تحقیقات رسمی و علمی در این زمینهها همچنان بیپاسخ مانده است. تاكنون هیچ اعلام رسمی، گزارش مكتوب یا نتیجه مشخصی از سوی نهادهای مسوول عنوان نشده و صرفا وعدههایی مبنی بر «در حال بررسی بودن موضوع» به آنها داده شده است. «در این زمینه دو طومار به عنوان بخشی از مستندات مردمی تهیه و منتشر شده است؛ یكی از آنها در منطقه حسنآباد برای بخش جرقویه و دیگری در منطقه ورزنه قرار داده شد. هر دو طومار با استقبال گسترده مردم مواجه شد و توسط جمع زیادی از اهالی امضا شد و برخی مسوولان محلی نیز از این درخواست مردمی حمایت كردهاند. شمارش دقیقی از امضاها انجام نشده است با وجود این، بازخوردهای مردمی از طریق تماسهای تلفنی و پیامها نشان میدهد كه خواست عمومی برای پیگیری این موضوع بسیار گسترده و جدی است. در كنار این اقدامات، راهاندازی یك كارزار عمومی برای احیای تالاب نیز در دست پیگیری است و امیدواریم با مشاركت مردمی، این كارزار به تعداد مورد نظر برسد و بتواند فشار موثری برای جلب توجه نهادهای مسوول ایجاد كند.» كارزار مربوط به احیای تالاب و حمایت از محیط زیست، این روزها در حال نهایی شدن است و نهایتا تا پایان هفته جاری، همزمان با مناسبت روز زایندهرود، در سایت كارزار منتشر خواهد شد.
نمكهای آلوده به فلزات سنگین
یكی دیگر از مشكلات جدی دیگری كه این گروه در حال پیگیری آن است ورود سازمان غذا و دارو به مساله خروج معدن نمك است چرا كه نمكهای آلوده به فلزات سنگین، حتی به عنوان نمك خوراكی با بستهبندیهای مناسب وارد بازار میشوند و همین موضوع سلامت مردم را به خطر میاندازد. هیچ اطلاعاتی هم درباره مسیر تولید این نمكها و فرآیند تصفیه و فرآوری آنها برای كاهش خطرات آن در دسترس نیست. این در حالی است كه حتی برخی رستورانها به صورت عمده از این نمكها استفاده میكنند كه نتیجه آن مشكلات جدی برای سلامت اهالی منطقه است.«ما این موضوع را بهطور عینی مشاهده كردهایم و از منابع مختلفی كه این نمكها را به رستورانداران عرضه كردهاند، اطلاع یافتهایم. این مساله به صورت تصادفی و پراكنده اتفاق افتاده است، اما میتواند یكی از عوامل مهم در گسترش بیماریهای سرطانی در منطقه باشد.»
۷۰۰ برابر فراتر از استانداردها
نگرانیها درباره حضور معادن در نزدیكی تالاب گاوخونی اما زمانی جدیتر شد كه نتایج پژوهشهای اخیر محققان دانشگاه اصفهان منتشر شد و نشان داد كه ذرات گرد و غبار برخاسته از بستر خشك تالاب، آلوده به فلزات سنگین است و غلظت برخی از این فلزات تا هزار برابر بیش از حد مجاز و برخی دیگر تا ۷۰۰ برابر فراتر از استانداردها است. دكتر میثم تدین مردادماه امسال نتایج اولیه این طرح پژوهشی با عنوان «بررسی زمینشناسی و زیستمحیطی رسوبات گاوخونی» را اعلام كرد كه با حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان و ستاد نانو ریاستجمهوری انجام شده است و وجود غلظتهای بسیار بالای عناصری مانند آرسنیك، سرب، كادمیوم، جیوه، منیزیم و آهن در این منطقه را تایید میكند. در شرایطی كه بستر تالاب و بخشهای پایانی زایندهرود خشك شده است اهالی منطقه با وزش هر نسیم ملایمی هم شاهد خیزش گرد و غبار آلوده به فلزات سنگین از بستر خشك شده به هوا و انتقال آن به سمت اصفهان و روستاهای اطراف خواهند بود. تدین معتقد است كه این آلودگیها نه تنها از طریق استنشاق هوا بلكه از راههای دیگر وارد بدن میشود. او هم ارتباط مستقیم افزایش بیماریهای مانند اماس و سرطان با افزایش این آلایندگیها را بر اساس بررسیها تایید كرده و میگوید كه تنها راهكار موثر برای جلوگیری از این آلایندگی جاری شدن دوباره آب زایندهرود تا حدی است كه لایهای چند سانتیمتری از آب سطح رسوبات را بپوشاند و مانع از بلند شدن گرد و غبار شود. تحقیقاتی كه توسط دكتر تدین، زمینشناس و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان، انجام شده، از جمله پژوهشهای علمی معتبر در منطقه به شمار میرود. در آخرین مرحله از این مطالعات، نمونهبرداری از ۳۰۰ نقطه مختلف در سراسر محدوده تالاب صورت گرفته است. به گفته فرشته عالمشاه، عضو گروه بوم سبز كویر در این نمونهها، میزان ۴۰ عنصر مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند.«آزمایشهای تخصصی این نمونهها با همكاری یكی از همكاران علمی او در یكی از دانشگاههای آلمان انجام و نتایج آن استخراج و مقایسه شده است.»
ماجرای معدن پتاس
«میخواهید ببینید اینجا مردم چطور میمیرند؟ میخواهید ببینید چطور گونهها منقرض میشوند؟ اینجا بیخ گوش تالاب است و این آب چشمه كشاورزی و تالاب. ببینید چطور آب را از زمین میكشند و پمپاژ میكنند تا از داخل آن پتاس در بیاورند بعد میگویند مزارع خشكیده است. پتاس این طور در تمام منطقه پخش میشود. مردم سرطان گرفتند و فقیر شدند. تا كیلومترها این كار را میكنند. ما مردم صاحب این زمینها و سرزمین هستیم نمیگذاریم این كار را انجام بدهید. انصاف ندارید؟ بچههای این منطقه دارند از سرطان میمیرند. آب نیست و كشاورزی در حال نابود شدن است. پول اینقدر ارزش دارد؟ ما زیر تابوت بچههایمان را بگیریم تا شما پول جمع كنید؟» این بخشی از سخنان فرشته عالمشاه است كه حدود دو ماه پیش در فضای مجازی دست به دست میشد و نهایتا منجر به توقف فعالیت معدن پتاس شد؛ خبری كه البته كافی نیست و مردم منتظر باطل شدن مجوز آن هستند.
او حالا در این باره توضیح میدهد: «شركت پتاسیم از سازمان صمت استان اصفهان مجوز اكتشاف گرفته است. زمینی با چند هكتار از منابع طبیعی را به آنها واگذار كردند البته با این شرط كه تداخلی با مسائل محیط زیستی نداشته باشد. اگر چه فعالیت آنها متوقف شد اما ما به موضوع تبخیر آب و مسائل مرتبط با آن اعتراض داشتیم. ظاهرا هفته گذشته این موضوع در شورای معادن مطرح شده و دستوری درباره آن صادر شده است اما هنوز به صورت رسمی اعلام نشده است كه آیا مجوز اكتشاف توسط شورای معادن باطل شده یا نه. این شركت از همان ابتدا هم مجوز بهرهبرداری نداشت ولی در آن چند روز برای بهرهبرداری اقدام كرده بود.»
موضوع معادن از چندین جنبه قابل بررسی است و نخستین بحث در این باره مربوط به نوع برداشت و روش استحصال محصولات است كه به گفته این فعال محیط زیست عمدتا به صورت تبخیری انجام میشود. «روش استحصال این معادن به صورت تبخیری است، به این معنا كه آب موجود در منطقه با استفاده از سیستمهای زهكشی استخراج شده و در معرض آفتاب قرار میگیرد تا تبخیر شود. در این صورت آب باقی مانده در تالابها كه از سفرههای زیرزمینی به سمت آن جریان دارد و رطوبت منطقه را حفظ میكند، به تدریج كاهش مییابد. تالاب هنوز رطوبت خود را حفظ كرده و خشك نشده است، زیرا همانند یك كاسه یا گودی طبیعی است كه آب از نواحی اطراف به سمت مركز آن جریان دارد. در مناطق اطراف تالاب، با حفر زمین كمتر از یك متر به آب میرسیم و در دل تالاب حتی با فشار انگشت میتوان رطوبت را احساس كرد اما روشهای برداشت تبخیری موجب از بین رفتن این رطوبت باقیمانده میشود كه توسط تپههای ماسهای، نمكها و ریزفلزات حفظ شده است. این عناصر باعث ایجاد چسبندگی و نگهداری رطوبت میشوند و با ادامه برداشت، این وضعیت به كلی از بین میرود، به گونهای كه دیگر آبی به تالاب نمیرسد و تالاب به یك منطقه خشك و بیآب تبدیل خواهد شد. علاوه بر این، برداشتهای انجام شده باعث آزاد شدن فلزات سنگین و سمومی میشود كه در تهنشینهای تالاب تجمع یافتهاند و با وزش باد در سطح مزارع اطراف پخش میشوند، كه این موضوع میتواند اثرات منفی زیستمحیطی و بهداشتی گستردهای به دنبال داشته باشد. فعالیت معدن نمك در منطقه موجب شده است كه آلایندهها بهخصوص نمكهای موجود به تمامی مزارع اطراف منتقل شوند و سلامت مردم منطقه را به شدت تهدید كنند. این روند باعث خشكی تالاب میشود و علاوه بر آن، فلزات سنگین موجود در تالاب را آزاد كرده و در محیط پخش میكند و این موضوع ارتباط مستقیمی با افزایش شیوع بیماریهای سرطانی در منطقه دارد. معدن پتاس و معدن نمك كه سالها به فعالیت خود ادامه داده و حتی تا عمق تالاب گاوخونی نیز گسترش یافته بودند، اخیرا با درخواستهای مكرر و بررسیهای انجام شده، فعالیت آنها متوقف شد.» پیگیریها در این زمینه از سال ۱۳۹۸ در زمینه معدن نمك صورت گرفته بود كه در نهایت هفته گذشته شورای تأمین منطقه جرقویه فعالیت آن را هم متوقف كرد. یكی از مسائل مطرح شده در این بررسیها، سلامت مردم منطقه بود كه به دلیل اثرات ناشی از فعالیتهای معدنی نگرانیهایی ایجاد كرده بود.
تالاب گاوخونی یك تالاب بینالمللی و زیستگاه مهمی برای پرندگان مهاجر است، به واسطه این فعالیتها در معرض خطر جدی قرار گرفته است. مجموعه این عوامل، از خشك شدن تالاب تا آلودگی گسترده خاك و هوا، دست به دست هم دادهاند تا اكوسیستمی بزرگ و حساس به سرعت نابود شود. این تالاب یكی از معروفترین تالابهای ایران است كه در ۱۶۷ كیلومتری جنوب شرق اصفهان در كنار شهر ورزنه و در مجاورت تپههای شنی ورزنه واقع شده است و منطقه 41371 كیلومتر مربعی را پوشش داده و سالها میزبان حیوانات گوناگون بوده است. تالاب گاوخونی در منتهیالیه رودخانههای زایندهرود، زرچشمه و ایزدخواست قرار گرفته و منبع اصلی تغذیهكننده آن رودخانه زایندهرود است كه به عنوان یكی از مهمترین رودخانههای فلات داخلی كشور، حوضه آبخیز زایندهرود را زهكشی و به تالاب گاوخونی ختم میشود.
مهمترین مخاطره تالاب
مساله اصلی تالاب اما عدم تأمین حقابه آن است. این موضوع در درجه اول اهمیت قرار دارد، چرا كه اگر حقابه تامین نشود، باقیمانده رطوبت تالاب كه تا امروز توانسته آن را زنده نگه دارد، به سرعت از بین خواهد رفت. تمام تلاش گروههای محیط زیستی منطقه هم معطوف به احیای تالاب است و احیای تالاب نه تنها برای حفظ اكوسیستم و سلامت مردم منطقه اهمیت دارد، بلكه به حفظ آبروی بینالمللی كشور نیز كمك میكند. علاوه بر این به گفته این فعال محیط زیست، جلوگیری از فرو نشست زمین و كاهش آسیبهای زیستمحیطی، همه از نتایج مستقیم بازگرداندن حقآبه و احیای تالاب است.«به طور خلاصه، احیای تالاب زایندهرود یعنی حل بسیاری از مشكلات زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی منطقه.»
تغییر قوانین و كاهش نظارت محیط زیست
او به مساله مهم دیگری درباره قوانین مرتبط با معادن اشاره میكند كه در سالهای اخیر به وجود آمده است؛ تغییرات قانونی كه از حدود سال ۹۰ تا ۹۲ اعمال شدهاند: «این تغییرات باعث ایجاد خلأها و ضعفهای قانونی جدی شده است. به طور مشخص، طبق قوانین جدید، اگر موقعیت جغرافیایی منطقهای كه متقاضی مجوز اكتشاف یا بهرهبرداری معدن در نظر دارد، جزو مناطق حفاظت شده محیط زیستی مانند پاركهای ملی و مناطق چهارگانه محیط زیستی نباشد، متقاضی نیازی به اخذ مجوز از سازمان محیط زیست ندارد. این موضوع یك مشكل جدی و نگرانكننده است، چرا كه طبیعت و معدن به شدت به یكدیگر وابستهاند و این خلأ قانونی باعث شده فعالیتهای معدنی بدون نظارت محیط زیست صورت گیرد. به عنوان مثال، معدن پتاس كه حدود ۵ كیلومتر بالاتر از مرز تالاب قرار دارد، فعالیت خود را بدون نیاز به دریافت مجوز از محیط زیست آغاز كرده است. اگرچه این معدن فاصله مجاز را رعایت كرده، اما فعالیت آن تأثیرات منفی جدی روی تالاب دارد، زیرا در مسیر جریان آب به سمت تالاب واقع شده است. فعالیت این معدن در مسیری صورت گرفته كه جریان آب به سمت تالاب سرازیر میشود. تصور كنید یك نهر زیرزمینی وجود دارد كه آب را به سمت چاهی هدایت میكند تا آن چاه را پر كند؛ اما در مسیر این نهر، یك سد ساخته شده است كه باعث مسدود شدن جریان آب میشود. نكته مهم این است كه سازمان محیط زیست از این سد و تغییر مسیر آب هیچ اطلاع یا آگاهی نداشته است. این موضوع میتواند به شدت به منابع آبی تالاب آسیب برساند و نیازمند ورود فوری مسوولان مربوطه برای بررسی و رفع این مشكل است.» اخیرا هم پیشنهاداتی در مجلس مطرح شده كه این روند را تسهیل میكند و دسترسی و نظارت سازمانهای محیط زیست و منابع طبیعی بر مجوزهای معادن و بررسی تاثیرات زیستمحیطی را كاهش میدهد. به گفته عالمشاه قوانین جدید باعث میشوند مجوزهای اكتشاف و بهرهبرداری معادن راحتتر و بدون توجه كافی به مسائل محیط زیستی و منافع مردم محلی صادر شود: «این روند باعث میشود ظرفیت نظارتی و كنترلی محیط زیست به طور روزافزون محدودتر شود و مشكلات زیستمحیطی بیشتری ایجاد گردد.» اصلاح قانون معدن در مجلس یازدهم مطرح شد اما به نتیجه نرسید و در مجلس دوازدهم با امضای ۴۷ نماینده به رییس مجلس تحویل داده شد. اولین روز شهریور امسال محمد رستمی، سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس از تشکیل کارگروهی در این کمیسیون برای بررسی طرح ساماندهی قانون معادن خبر داد و قرار است پس از بررسی آن، گزارش کمیسیون در این باره برای بررسی در جلسه علنی تقدیم هیات رییسه مجلس شود.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید