محمد جعفر بحرانی|پدیده فرونشست زمین به عنوان یکی از بحرانهای خاموش و تدریجی، امروزه به یکی از جدیترین چالشهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی در ایران تبدیل شده است. استان فارس نیز به دلیل وسعت زیاد، پهنهبندی اقلیمی خشک و نیمه خشک، و بهویژه بهره برداری بیرویه از منابع آب زیرزمینی، یکی از بحرانیترین مناطق کشور در این حوزه به شمار میرود.
بر اساس آخرین ارزیابیهای تخصصی، این استان از نظر وسعت و شدت فرونشست در رتبه چهارم کشوری قرار دارد و میانگین فرونشست در آن از متوسط کشوری فراتر رفته است.
در اینجا به بررسی جامع ابعاد تخلیه آبهای زیرزمینی، علل ریشهای، کانونهای بحرانی و پیامدهای جبرانناپذیر این پدیده بر زیرساختها، میراث فرهنگی و امنیت غذایی استان فارس مورد بررسی قرار می گیرد.
شرایط منابع آب های زیرزمینی و حجم تخلیه:
آب های زیر زمینی در وهله نخست به مصرف کشاورزی، سپس تامین آب شهری و صنعت می رسد. کشاورزی در استان فارس به منابع آب زیرزمینی وابستگی مطلق دارد.
در حال حاضر به دلیل برداشت های متوالی آب از چاه ها، ۷۰ دشت استان از جمله دشت مرودشت به وسعت هفت هزار و ۲۰۰ کیلومتر مربع، به عنوان بحرانی ترین نقطه کشور به شمار می رود. این دشت با نرخ سالانه ۳۰ سانتی متر به همراه بناهای تاریخی تخت جمشید، مسکن مهر و مجتمع پتروشیمی در حال فرونشست است.
متاسفانه در این دشت، کشاورزی آبی در سطح زیادی در حال انجام و فارس را به رتبه نخست تولید گندم و گاه ذرت رسانده و این بلایی است که بر سر بسیاری از دشت های کشور ازجمله دشت مرودشت آمده و آن را به بحرانی ترین دشت کشور ازلحاظ آب های زیرزمینی و فرونشست زمین تبدیل کرده است.
با وجود اجرای پروژههای کلان سدسازی، مانند سد درودزن و سد ملاصدرا که برای مهار و تخصیص آب طراحی شده بودند. عدم تحقق کامل اهداف تخصیص آب کشاورزی و تداوم خشکسالیهای پیدرپی، بهرهبرداران را به حفر چاههای عمیق و نیمهعمیق سوق داده است.
تقریباً تمامی دشتهای استان فارس از نظر بیلان آبی در شرایط منفی قرار دارند. کاهش تراز آب های زیرزمینی در آبخوانها نه تنها ذخایر راهبردی آب را از بین برده، بلکه موجب فشردهسازی لایههای رسوبی ریزدانه، کاهش تخلخل مفید خاک و از دست رفتن دائمی ظرفیت ذخیرهسازی آبخوانها شده است.
کانونهای بحرانی فرونشست در استان:
پدیده فرونشست در استان به صورت پوسته های بههمپیوسته و لکههای بحرانی در دشت های گوناگون پراکنده است. بررسیهای ماهوارهای راداری و مطالعه ها نشان می دهند که چندین دشت و منطقه شهری در استان با نرخهای نگرانکنندهای در حال نشست هستند.
پیامدهای مخرب فرونشست زمین:
۱- تهدید میراث فرهنگی و تاریخی
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد فرو نشست استان، قرارگیری آثار باستانی بینظیر ملی و جهانی در لبههای لکههای فرونشستی (مناطق با گرادیان بالا) است. مجموعههای جهانی تختجمشید و نقشرستم در دشت مرودشت، بهدلیل استقرار در مجاورت زمینهای کشاورزیِ مجهز به چاههای عمیق (تا عمق ۳۰۰ متر)، در معرض تنشهای شدید ساختاری قرار دارند. بررسیهای میدانی نشان میدهند که در فاصله ۸۰۰ تا ۱۳۰۰ متری محوطه تخت جمشید، زمین با نرخهایی بین ۸ تا ۱۱ سانتیمتر در سال فرو مینشیند. این تفاوت نشست موجب ایجاد شکافها و تنش ها مکانیکی در خاک پیرامون این آثار ارزشمند میشود.
۲- آسیب به زیرساختهای حیاتی و عمرانی:
فرونشست نامتوازن زمین خسارات گستردهای به شریانهای حیاتی استان وارد کرده است. بر اساس مطالعه ها، بیش از ۴۴ کیلومتر از خطوط راهآهن و جاده اصلی اصفهان-شیراز در پهنه های فرونشستی مرودشت قرار دارند. همچنین، تنشهای خمشی و برشی ناشی از نشست زمین در شبکههای انتقال آب، گاز و فاضلاب مدفون، احتمال شکست لولهها و بروز حوادث شهری را به شدت افزایش داده است. در سطح شهر شیراز نیز نشست معابر و خیابانها (مانند محدوده بلوارهای ابوالفتحی و صلح) گزارش شده است.
۳- مخاطرات زیستمحیطی و امنیت غذایی:
تخلیه آبخوانها و از بین رفتن تخلخل خاک، نفوذپذیری زمین را به شدت کاهش داده است. در نتیجه، هنگام وقوع بارندگیهای فصلی، زمین توانایی جذب آب را نداشته و روانآبها به سیلابهای مخرب تبدیل میشوند. از سوی دیگر، تبدیل اراضی کشاورزی به خاکهای غیرقابل کشت و بیابانزایی، تهدیدی مستقیم علیه امنیت غذایی استان و کشور بوده و کانونهای جدیدی برای تولید ریزگرد و غبار محلی ایجاد میکند.
ریشهیابی و علل وقوع بحران:
بحران فرونشست در استان فارس معلول زنجیره ای از عوامل مدیریتی، اقلیمی و اقتصادی است:
۱- توسعه ناپایدار کشاورزی و الگوی کشت نامناسب:
کشت و کار گیاهان زراعی آببری، مانند برنج، ذرت، چغندر قند و صیفیجات در منطقهای با اقلیم خشک، فشار مضاعفی بر سفرههای آب زیر زمینی وارد کرده است.
۲- حفرچاههای غیرمجاز و برداشت بیرویه:
وجود بیش از ۱۲ هزار چاه غیر مجاز در کنار بهرهبرداری بیش از ظرفیت چاههای مجاز، تعادل هیدرولژیکی دشت ها را برهم زده است.
۳- ناکارآمدی سدها در جایگزینی برداشت آب از چاهها:
اگرچه سدهای مخزنی استان ظرفیت نگهداری بیش از ۴/۱ میلیارد مترمکعب آب را دارند،
اما مشکلات توزیع، رسوبگذاری و عدم تخصیص به موقع آب به کشاورزان سبب شده است تا دسترسی به آب سطحی قابل اتکا نباشد و کشاورزان به ناچار به آبهای زیرزمینی پناه ببرند.
راهکارها و پیشنهادهای مدیریتی:
برای مهار بحران فرونشست و جلوگیری از فروپاشی کامل آبخوانهای استان فارس، اتخاذ رویکردهای بینرشتهای و جامع ضروری است:
۱- مدیریت توأم آب و جامعه:
راهحلهای محیطزیستی زمانی موفق خواهند بود که ابعاد اجتماعی و معیشتی کشاورزان در نظر گرفته شود. پیشنهادهایی، مانند خرید یا معاوضه زمینهای کشاورزی واقع در حریم آثار باستانی، اعطای یارانه معیشتی مشروط به عدم کشت در مناطق بحرانی، و حمایت از تغییر کاربری، گردشگری پایدار یا کشتهای گلخانهای باید در دستور کار قرار گیرد.
۲- هوشمندسازی و پایش چاهها:
نصب کنتور های هوشمند حجمی بر روی تمامی چاههای مجاز و مسدود کردن قاطع چاههای غیرمجاز به منظور کنترل حجم تخلیه سالانه.
۳- اصلاح الگوی کشت و کار:
ترویج کشاورزی دیم، جایگزینی گونههای گیاهی تاب آور به خشکی و توسعه سامانههای نوین آبیاری با نظارت دقیق دولت.
۴- پایش مداوم ماهوارهای و ژئوتکنیکی:
ایجاد یک پایگاه داده ملی و استانی متمرکز برای رصد مستمر نرخ فرونشست با استفاده
از تصاویر راداری و گمانههای ژئوتکنیکی به منظور هشدار به موقع در مناطق شهری و تاریخی.
استان فارس بعنوان قطب کشاورزی کشور، متاسفانه با بلعیدن مقادیری زیادی از آب های زیرزمینی شرایط نامطلوبی را در استان به وجود آورده که یکی از نتایج آن فرونشست زمین در دشت ها و حتی شهرها است. البته مشکل تنها فرونشست زمین نیست؛ بلکه از بین رفتن منابع ارزشمند آب های زیرزمینی و مرگ آبخوانها است. برای نجات آب، که در واقع نجات زمین و زندگی است و جهت جلوگیری از ادامه این روند، راهکارهای فوری و چند جانبه همه بخشها ضروری بنظر می رسد.


💬 دیدگاهها (1)
دو صد گفته چون نیم کردار نیست!!!!
البته تا مدیریت شایسته و کاردان به امور مهم بکار گمارده نشوند هیچچیزی هرگز درست نمی شود و همین حالت روزمره و حداکثر بیان مشکلات بجای حل مشکلات ابراز می شود و مشکلات جدیدی هم به انها می افرایند کما فی السابق !!؟
به کارهای گران مرد کاردیده فرست.
نظر خود را بنویسید