به گزارش اول فارس ، محسن زارعی، مهندس برق و مدیر اجرایی در شرکت ملی نفت ایران، چهرهای چندبعدی و پرآبتکار است که توانسته میان صنعت، علم و هنر پیوندی ارجمند برقرار کند. او علاوه بر فعالیت حرفهای در حوزه نفت، نویسنده چندین کتاب در زمینه موفقیت و اختراع، مربی و داور تیراندازی، و مخترعی با افتخارات جهانی از جمله مدالهای طلا در روسیه و لندن است. زارعی با تکیه بر برنامهریزی دقیق و همت مستمر، الگویی از زیستِ پویا و جستجوگر برای نسل جوان محسوب میشود.
سلام و عرض ادب خدمت شما. ممنونم که دعوت بنده رو مبنی بر گفتگویی دوستانه در خصوص انتشار آخرین کتابتون پذیرفتید.
در ابتدای این گفتگو استدعا دارم که خودتون رو برای مخاطبین معرفی بفرمایید.
_عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما و تشکر میکنم بابت اینکه منو شایسته این مصاحبه دیدید و تشریف آوردید. اما در رابطه با این موضوع که خودمو برای مخاطبین معرفی بکنم؛ بنده محسن زارعی هستم؛ متولد و ساکن شیراز.
مردادماه سال ۱۳۶۵ در شیراز به دنیا آمدم و دارای تحصیلات کاردانی الکترونیک، کارشناسی مهندسی برق، شبکههای انتقال و توزیع و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی هستم. کارمند رسمی شرکت ملی نفت ایران که به صورت اقماری کار میکنم به صورت چهارده به چهارده. ۱۴ روز رو در استان بوشهر، شهرستانهای جم و کنگان فعالیت میکنم و ۱۴ روزم که در شهر مورد سکونت خودم شیراز هستم. متاهل و دارای دو فرزند دختر و از این بابت خدا رو صمیمانه سپاسگزارم.
و اما در ادامه معرفی خودم به جامعه مخاطبین و در ادامه اولین سوال مطروحه شما باید بگم که بنده از جمله فعالیتهای جانبی که دارم یکیاش نویسندگی است که تا الان به لطف خدا چندین جلد کتاب رو به ثمر رسوندم. از جمله کتابهای: "کلام شما برند شما" ، کتاب "خوشبختی آسان" کتاب "زمزمه بیداری" کتاب "بر بال اختراع" و یک کتابی هم که چند نویسندگی بوده به اسم "ایران وطن ما" که در حال ویراستاری هست.
موضوع بعدی هم اینکه بنده در حوزه ورزشی در رشته تیراندازی فعالیت دارم. خودم تیرانداز هستم، تیرانداز با تپانچه در فاصله ۱۰ متری شلیک انجام میدم و اینکه دارای مدرک مربیگری درجه سه و درجه دو از فدراسیون تیراندازی ایران و همچنین داور درجه سه تیراندازی هستم و این رشته رو هم واقعاً دوست دارم و اما در رابطه با دیگر فعالیتهای جانبیام در حوزه اختراع خدا را شکر دستی بر آتش دارم و فعالیت میکنم. من مربی هشت تیم مخترعین بودم طی سال گذشته تاکنون و در حوزه اختراعات دارای عناوین جهانی هستم، با شرکت در مسابقات بینالمللی و اون اختراعاتی که انجام شده و مدال طلای جشنواره "ارشمیدوس روسیه" رو دارم، مدال نقره از مرکز "سیلیکون ولی" آمریکا را دارم مدال طلا که هدیه بود به همراه یک دیپلم از دانشگاه "بخارست رومانی" و یک مدال طلا جایزه ویژه از سازمان جهان ،دارای مدال طلا و جایزه ویژه از سازمان مالکیت فکری جهان را دارم و همچنین دارای مدال نقره از "دانشگاه ملی دبی" و نکته مهم این هست که بنده عضو دائم و رسمی سازمان مخترعین جهان در "ژنو سوئیس" به اسم "ایفیا" هستم.
آقای زارعی لطفا بفرمایید از کی شروع به نوشتن کردید و اولین کتابتون در سالی انتشار یافت؟
_ خدمتتون عرض کنم که بنده از سال ۱۴۰۲ شروع به نوشتن کردم و کتاب "خوشبختی آسان" من دو سال و سه ماه به طول انجامید تا صفر تا صد موضوع جمعآوری شد و مجوز انتشار رو گرفتم و چاپ شد. یعنی انتشار این کتاب سال ۱۴۰۴ بود. همچنین کتاب دیگهای رو در سال ۱۴۰۳ استارت زدم که اونم هشت ماه به طول انجامید به اسم کتاب "کلام شما برند شما" و اونم سال ۱۴۰۴ مجوز چاپ گرفت. همچنین کتاب "زمزمه بیداری" که سال ۱۴۰۴ شروع کردم و قریب به یک ۶ ماهی طول کشید پروسه جمع آوری و اخذ مجوزش روی هم رفته و اردیبهشت ۱۴۰۵ تونستم مجوز نشرش رو بگیرم و کتاب چاپ شده به دستم رسید.
همچنین در سال ۱۴۰۴ کتاب بعدی خودم به اسم "بربال اختراع" رو شروع کردم به نوشتن و سال ۱۴۰۵ تمام شد و الان مجوزش رو گرفتم و در چاپخونه هست که انشالله خروجی اون به دستم برسه.
نظر خانواده در مواجهه با فعالیتهای شما در حوزه نویسندگی چگونه بود؟
_ حقیقتش در اول ماجرا که من خودم بعد از اینکه حالا تستهای روانشناسی داده بودم و به اون شخصیت خودم پی برده بودم که واقعا به نویسندگی علاقمندم، در اون ابتدا هیچکس نمیدونست که مثلاً من واقعاً این خروجی رو بتونم ارائه بدم و واقعاً کتابی داشته باشم که خودم نوشته باشم؛
ولی موضوع این بود که اون تستهایی که داده بودم و منو به این نتیجه رسونده بود مشخص نمود که از ۱۰۰ درصد من حداقل ۸۵ درصد به نویسندگی علاقمند هستم و توی تراز اول شغلهای مورد علاقه من هست. من شروع به نویسندگی کردم؛ البته خانواده در عمل با من همکاری کردند و نظرشون رو در عمل اعمال کردند. همین که همسر من بچهها رو مدیریت میکرد و یک فضایی ایجاد میکرد که من بتونم نویسندگی بکنم و ساعتها و ساعتها وقت خودم رو صرف نویسندگی بکنم، این در صورتیه که من اقماری کار بودم و چهارده روز از خانواده دور بودم و اون چهارده روزی که اومده بودم استراحت شهر خودمون، دیگه جا داشت که شبانه روز به خانواده مستقیم رسیدگی بکنم. ولی علی ای الحال با اون فداکاری خاص همسرم که به کمک من شتافت. بچهها همکاری میکردند تا من بتونم کتاب بنویسم و وقتی هم که توی جشن رونمایی از کتاب خوشبختی آسان شرکت کردند، همسرم پشت تریبون اعلام کرد که به این موضوع افتخار میکنه و واقعا به صورت دلی و خالصانه به من کمک کرده و من واقعاً مدیون اونها هستم و صمیمانه تشکر میکنم.

شما در حوزه تیراندازی هم فعالیت دارید و داور و مربی در این رشته هستید، در این مورد هم توضیحاتی بفرمایید.
در رابطه با فعالیت در حوزه رشتهی تیراندازی خدمتتون عرض بکنم یک خاطرهای من دارم که خیلی جالبه. چند سال پیش بود که یک مسابقه تیراندازی بین شرکتهای تحت مجموعه ملی نفت توی استانهای فارس، هرمزگان و بوشهر برگزار شد. من اون موقع جزء تیم زیر مجموعه استان بوشهر بودم. مسابقه دادیم شش تا تیم بودند، تیم ما از شش تا تیم، ششم شد و هر تیمی هم شش نفر داشت و طبق اون برآورد امتیازات من از نفر ششم تیمم؛ ششم شد. یعنی آخر اندر آخر. (با خنده)
این جرقهای توی ذهن من زد که من این رکورد و این نتیجه رو نتونم قبول کنم. از اونجایی که آدم پیگیری هستم و به راحتی تسلیم نمیشم؛ به لطف خداوند من رفتم و حالا اساتید مختلفی را در این زمینه دیدم و ازشون درس گرفتم و به طور رسمی هم از سمت فدراسیون تیراندازی ایران مدرک مربیگری درجه سه خودم رو گرفتم. سه سال بعدش مدرک مربیگری درجه دو خودم را گرفتم و همچنین داوری درجه سه خودم را از فدراسیون تیراندازی گرفتم و این بود که اون شکست را نپذیرفتم. این مراتب رو طی کردم و همچنان هم خودم ورزشکارم و هم مربی و هر از گاهی هم داوری میکنم و این مسیر ادامه داره انشاالله و دنبال این هستم که داوری درجه دو خودم را اگر شد بگیرم. مربیگری درجه یک و پس از طی کردن این مراحل انشالله به سطوح حرفهای راه پیدا بکنم و مرتباً هم به باشگاه میرم که خودم رو به سطح حرفهای در حد لیگهای کشوری و در بعد اون آسیای و جهانی و... انشالله ارتقا بدم.
اما همچنان در همین راستا لازم به ذکر است که من در سال ۱۴۰۳ در همون مسابقات زیر مجموعهی شرکت ملی نفت استانهای فارس، بوشهر و هرمزگان شرکت کردم و اونجا مدال طلای انفرادی رو کسب کردم و همچنین طی اعزام به مشهد مقدس و برگزاری مسابقات در سطح شرکت نفت مناطق مرکزی ایران؛ اونجا هم مدال طلا تیمی رو کسب کردیم. اونجا هم من مطمئنم که اگر اون ایدههای خلاقانه من نبود برای تغییر بازی از پیش باخته ما هیچ وقت این مدال طلا کسب نمیشود و از این لحاظ خدا را شاکرم و این مسیر ادامه داره انشاالله.
شما چطور برنامه ریزی می کنید که توانستید اینطور در چند عرصه بدرخشید؟
_در ابتدا و در پاسخ به این سوال، باور من اینه که انسان تک بعدی نیست و چند بعدی است. با باور به اینکه من خودم رو نباید محدود به یک زمینه بکنم و میتوانم در عرصههای مختلف فعالیت بکنم این توانمندی توی ذهنمون به وجود میاد و دچار اعتماد به نفس میشه که حتماً از پس اون کارهایی که مد نظرش هست بر بیاد و میاد و پیرو همین تفکر من هم توی خودم چند تا قابلیت را کشف کردم که میتونم دنبال بکنم و دنبال کردم و تو اون زمینهها به موفقیت رسیدم. البته این موضوع خیلی مهمه؛ شما توی هر زمینهای تمرکزت را بیشتر بکنی، دقتت را بیشتر بکنی و وقت بیشتری برای اون صرف بکنی و استعداد بیشتری تو آن زمینه داشته باشی قطعاً تو اون زمینه موفقتر هستی به نسبت به سایر اون رشتهها و مفاهیمی که دنبال میکنی ولی علی ای الحال من تو این زمینههایی که توی اون مطالب فوق ذکر خدمتتون عرض کردم هم ورزشی، ورزش تیراندازی، هم نویسندگی، هم موضوع پیگیری اختراعات، هم توی خود صنعت نفت فعالیت دارم و امثالهم... خدا را شکر با درجات مختلف به موفقیتهایی رسیدم ولی این پایان راه نیست و این راه همچنان ادامه داره چون که جاده موفقیت هم انتها نداره و به شما هم توصیه میکنم و همه مردم عزیز که سقفی برای موفقیتهای خودشون قائل نباشند و اینکه چطور برنامهریزی کردم هم باید بگم که وقتی که ذهن شما به اون اعتماد به نفس میرسه که من میتونم از پسش بر بیام، اون ذهن شما یک جوری آرایش مولکولی میگیره که به شما متذکر میشه که این موقع این کار رو بکن برات سودمنده و باید عملگرا باشید توی برنامهریزی. باید فکر بکنید از روشهای نوین برنامهریزی هم استفاده بکنید. تمرکز بکنید و در نهایت عملگرا باشید تا بتونید نتیجه بگیرید.
همچنین خدمتتون عرض میکنم من اوقاتی که توی هفتههای پیش رو را در نظر دارم گاهاً از پیش توی دفترچه شخصی که دارم برنامهریزی میکنم که فلان روز باید فلان جا باشم. فلان ساعت فلان برنامه رو دارم. فلان تایم باید این برنامه آموزشی را شرکت بکنم و امثالهم... یعنی بیبرنامه نیستم و من مثال میگم در طول یک ماه اگر بگم فلان تاریخ در نزدیکای سر برج، فلان روز، فلان ساعت فلان جا، برنامه دارم این توی ذهن من حتی اگر تو اون دفترچه هم ننویسم، که مینویسم حک میشه و اون رو شرکت میکنم حتی الامکان. مگر اینکه موارد غیر مترقبهای شکل بده

جناب زارعی شما در عرصه اختراعات هم صاحب چندین مدال هستید و برای کشور افتخارآفرینی کردید؛ لطفا بفرمایید چطور وارد این عرصه شدید؟
_ بنده از عنفوان جوانی دوست داشتم که اختراعی داشته باشم و این همیشه توی ذهن من بود ولی فرصتش پیش نمیاومد، تا اینکه توی سن ۳۶ سالگی من یک دورهای رو توی تلگرام دیدم که یک دوره آموزش صفر تا صد مبانی اختراعات در یک روز بود که در تهران برگزار میشد
من این دوره رو شرکت کردم و گواهی حضورشم رو گرفتم و این به من انگیزه داد.
شش ماه از اون تاریخ گذشت و من بوم اختراع رو یاد گرفته بودم و دوست داشتم که در عمل وارد مثلاً تیمهای مخترعین بشم و همکاری تیمی انجام بدهم. و خروجی داشته باشم که واقعاً منشا اثر خیلی خوبی باشه و چشمگیر باشه. این بود که بعد از هول و حوش شش الی هفت ماه من وارد یکی از تیمهای مخترعین شدم و به کمک هم تونستیم یک اختراع انجام بدیم. یک گجت هوشمند بود، یک دستبند برای مادران شیرده که زمانی که مادر تحت تنش عصبی قرار میگیره آن تنش باعث میشه که اون شیر برای نوزاد مضر باشه و اون لحظه نباید مادر به فرزندش شیر بده. این گجت هوشمند با توجه به سنسورهای درونی خودش که داره و مرتباً سیستم سلامت بدن مادر رو چک میکنه، به مادر زمانی که تحت تنش عصبی قرار میگرفت با مانیتورینگ خودش آلارم میداد که تا فلان تایم به بچهات شیر نده و مرتباً در همون مدتی هم که عنوان میکرد سیستم بدن مادر را پایش میکرد و بعد از اینکه مادر حالش خوب شد اون موقع فی الفور به مادر اشاره میکرد، الان حالت خوبه اون تنش عصبی از بین رفته، شیرت سالمه و میتوانی به فرزندت شیر بدهی. علی ای حال این یک خاطرهای بود که از اختراع ما که رقم خورد رو خدمتتون بیان کردم. تا اینکه تیمهای بعدی و تیم های بعدی.
تا اینکه من خودم بعد از اینکه توی جشنوارههای بینالمللی شرکت میکردم و اون مدالهای جهانی رو به لطف خدا کسب کردم خودم منتور تیمهای مخترعین نوجوانان شدم و تونستیم همراه آنها هفت اختراع رو به سرانجام برسونیم و یک تیم هم خودم به همراه یکی از دوستانم ایجاد ایجاد کردم تو همون موقعیت و هشت تا تیم در مجموع از فاصله سالهای ۴۰۴ تا ۴۰۵ من منتوریش رو به عهده داشتم که این هم تجربه خیلی خوبی بود و این راه همچنان ادامه داره ان شالله.
میشه از سوابق شرکت در جشنوارههای ملی و بینالمللی خودتون چند مثال برای مخاطبین بزنید.
_ در حوزه اختراع در سطح مسابقات ملی ما با هشت تا تیم که من توی هر هشت تیم حضور داشتم و مربی آنها بودم، توی مسابقات ۲۰۲۶ فیراکاپ مقصد کانادا شرکت کردیم و این از شرکت در جشنواره حالا در سطح ملی بود ولی در مسابقات بینالمللی من توی مسابقات جشنواره ارشمیداس روسیه شرکت کردم که در قبل هم خدمتتون عرض کردم صاحب مدال طلا شدم به همراه تیمم و همونجا جایزه ویپا رو هم به عنوان جایزه ویژه دریافت کردیم و همچنین یک دیپلم افتخار از دانشگاه بخارست رومانی دارم. یک مدال طلا از جشنواره مخترعین در لندن انگلستان دارم. یک مدال نقره از جشنواره مخترعین در مرکز تکنولوژی و نوآوری جهان در سیلیکون ولی آمریکا و یک نقره هم از کشور لهستان خدا را شکر دریافت کردیم و همچنین مدال نقره از دانشگاه ملی دبی.

جناب زارعی شما در چه زمینهی هنری دیگری فعال هستید؟
_ من اخیراً طی شرکت در جلسات انجمن شعر از جمله انجمن شعر سعدی و هم انجمن حوزه هنری در شیراز متمایل به شعرخوانی و شعرگویی شدم و در این راستا پدرم آقای حاج شیرمحمد زارعی هم تو این حوزه دستی بر آتش داره. چندین شعر رو در قالب دوبیتی ایشون سرودند که شعرهای خیلی جالب و عبرت آموزی هستند و حالا شایدهم این ارثی باشه که بعد از این مدتی که حالا از عمرمون سپری شده ما هم به شعر روی آوردیم و ان شالله این کار ادامه داشته باشه و ما هم بتونیم خروجیهای خوبی را ارائه بدهیم تو این زمینه. امیدوارم
آیا همزمان فعالیت در چند رشته برای شما دشوار نیست؟
_فعالیت توی چند رشته برای من دشوار نیست و چون به همه این رشتههایی که ورود پیدا کردم علاقمند هستم برنامهریزیم رو سعی میکنم جوری تغییر بدهم و چیدمان بکنم که به همه برنامههام برسم از هیچ کدوم غافل نمونم و این درسته که حالا روی هر کدوم از اینها وقت بیشتری رو بذارم و تمرکز بیشتری رو انجام بدم کیفیت اون کار و امتیاز بهتری حاصل بیشتر میشه ولی در کل سعی میکنم که همه اونها رو با هم به سطح بالا بکشم و ارتقا بدهم. همزمان فعالیت در چند رشته با برنامهریزی حل و فصل میشه و واقعاً می شود که توی چند رشته فعال بود و توی هیچ کدوم از علاقمندیهای شما دچار غفلت و حذف نشوید.
انگیزه شما از نوشتن و انتشار کتاب "خوشبختی آسان" چه بوده؟
_انگیزه من از نوشتن و انتشار کتاب "خوشبختی آسان" این بود که من خودم بعد از اینکه به یک سری حالا افتخاراتی نائل آمده بودم و تا حدودی راه موفقیت رو تو اون زمینهای که خودم انتخاب کرده بودم طی کرده بودم و در جاده موفقیت قرار گرفته بودم، دوست داشتم این مسیر رو با دیگران هم به اشتراک بگذارم و دیگر مردمان سرزمین خودم رو هم آگاه و متنبه بکنم به اینکه شما هم مثل من میتوانید این مسیر رو طی بکنید و خودتون رو محک بزنید و به آرزوهاتون دست پیدا بکنید. با یک فکر جدید، با یک برنامهریزی و با یک همت جدید و قوی و محکم. توی کتاب خوشبختی آسان راهکارهایی رو توی فصول مختلف ارائه کردم که هر کسی تو هر زمینهای اعم از ثروت، سلامتی، معنویت ارتباطات گسترده، شکرگزاری و امثالهم، خلاصه هر کس تو هر زمینهای خواست قدم برداره اون اطلاعات کافی رو داشته باشه و اون ذهنیت نو براش ایجاد بشه و بتونیم با استفاده از مفاهیم گفته شده در این کتاب به حال خوب برسیم و این همون خوشبختیه این همون خوشبختی آسانه.
تقریبا چقدر در روز برای مطالعه و نوشتن وقت می گذارید؟
_ من حقیقت از هر فرصتی برای یادگیری استفاده میکنم و چون که حالا من یک زندگی متاهلی دارم و شاغل در شرکت نفت هستم به صورت اقماری چهارده به چهارده کار می کنم.و چون دو تا فرزند دارم به لطف خداوند؛ این باعث میشه که حالا به اون دقت نتونم که مثلاً برنامه بریزم که در روز حتماً مثلاً دو ساعت مطالعه فیکس داشته باشم ولی اینجوری هم نیست که غافل باشم از مطالعه و تحلیل آثار و نوشتن و کار خودم رو به طور پیوسته، هر روز و هر روز، هر هفته و حتی گاهاً روزهای تعطیل که فرصت بیشتری به من دست میده ادامه می دهم. هم مطالعه خودم رو افزایش میدهم، هم راه خودم رو ادامه میدهم. چه در حوزه خواندن و چه نوشتن و هرچه بیشتر، بهتر. ولی اگر هم نتونستم، به اون حداقلها باز اکتفا میکنم ولی از دستش نمیدهم این فرصت مطالعاتی و خوانش و فرصت نویسندگی را و این خوب و مهمه.
شما کارمند رسمی شرکت نفت ایران هم هستید. از کی استخدام شدید و چه سالی به عنوان کارمند نمونه انتخاب شدید؟
_بنده از سال ۱۳۸۹ به لطف خداوند وارد صنعت ملی نفت ایران و استخدام رسمی شرکت ملی نفت ایران شدم و از همان زمان تا الآن که پانزده سال و ۹ ماه میگذره در منطقه عملیاتی کار میکردم در استان بوشهر. و ما سر چاههای گازی هستیم و تولید گاز و میعانات گازی را به عهده داریم و در همین سال جاری این نظر لطف دوستان همکاران و روسای محترم اداره ما بود که اسم بنده رو به عنوان کاندید کارمند نمونه صنعت نفت، دست طی نامه رسمی به مراجع بالادستی معرفی کردند و نتیجه نهایی هنوز مشخص نشده. ولی در کل از بابت اینکه از جانب اداره ما اسم من معرفی بشه، این اقدام صورت گرفته است. متشکرم

لطفا در مورد موفقیتهاتون در حیطه کاری هم برای مخاطبین مثال بزنید.
_در رابطه با موفقیت در حیطه کاری باید خدمتتون عرض بکنم؛ شاید شما ضرب المثلهای این چنینی رو شنیده باشید که میگه: گویند خوشی خوشی کشاند یا مثلاً پول پول میاره. در این راستا من معتقدم و به این باور رسیدم که موفقیت هم موفقیت میاره و آنقدری ممکنه موفق بشید که واقعاً موفقیت تو عرصههای مختلف با وجود شما عجین بشه و من این رو به چشم دیده ام. من به لطف خداوند توی صنعت نفت که مشغول به کار هستم، اصولاً نامههایی که حتی گاهاً به بالا دست خودم تحویل میدم، چشم بسته امضایشان میکنه. در این حد دیگه اطمینان وجود داره که من مار تخصصی خودم رو با دقت تمام و با کیفیت تمام به سرانجام رسانده ام و می رسانم و این اعتماد به شدت شکل گرفته و این خودش یک موفقیت بزرگه. مخصوصاً آنجایی که کار تخصصی باشه. بنده مدرس سیستم آراسته محیط کار به سبک مدیریت ژاپنی فایو اس هم هستم. در این راه هم به لطف خداوند موفق بودم و تدریس داشتم. حداقل در شش محل در شرکت نفت تدریس داشتم. در کارخانه سنگ بری فایو اس را تدریس کردم و به سرانجام رساندم و آنها ذینفع شدن بابت بهرهوری از این ارائه و این اطلاعات مفید و همه اینها رو موفقیت میدانم. تو حوزه تیراندازی که خدمتتون عرض کردم که چند تا مدال حالا استانی و... گرفتم. یعنی یکیاش استان فارس، شیراز زیر مجموعه شرکت نفت و در مشهد مسابقات نفت مرکزی و بین مناطق و مدیریتهای زیر مجموعه که آنجا هم مدال طلای تیمی را گرفتیم. ولی علی ایحال این هست که اگر شما آن همت لازم را داشته باشید اون فکر خوب را داشته باشید، به آن رشد شخصی و مهارت فردی خوب رسیده باشید، این موفقیت توی حیطه کاری و توی زندگیتون اصولاً باهاتون عجینه. حتی تو ثروت، حتی تو حوزه معنویت، تو حوزه ارتباطات، و هر اوضاعی که دوست داشته باشید به آن ورود پیدا بکنید.
توصیه شما به جوانان تازه کار و علاقمند به حوزه اختراع چیست؟
_ من یک کتابی نوشتم "بر بال اختراع" لذا به دوستان علاقمند به حوزه اختراعات توصیه میکنم که حتماً این کتاب را که شامل هشت فصل هست رو تهیه بکنند و از آموزههای این کتاب بهرهمند بشوند. من خودم زمانی که میخواستم تو این حوزه وارد بشم گفتم همونجوری که نسلهای پیشین اختراعاتی انجام دادند، ابداعاتی انجام دادند، نوآوری آوردن و به ما و به نسل ما تقدیم کردند، ما هم مدیونیم که این حرکت رو پی بگیریم و محصولات بهتر و با کیفیتتر و طرحهای جدیدی رو برای نسل آینده به ارث بگذاریم و این بود که من رو به این حوزه کشاند که بخواهم این دینم رو به نسل فعلی و نسل بعدی ادا کنم. و از دوستان تازه کار و تازه وارد به این حوزه هم همین انتظار رو دارم که مشتاقانه به این سمت حرکت کنند و ان شالله از آنها هم شاهد خلق آثار خیلی مهمی باشیم که بسیار کاربردی و طرحی حرفه ای و بسیار پخته و ارزشمند باشه و شدیداً به کیفیت کار هم توجه بکنند.

چه عواملی باعث پیشرفت شما در حوزه نویسندگی، اختراعات، ورزش و... شد؟
_
عواملی که باعث پیشرفت من در حوزه نویسندگی، اختراع و ورزش و امثالهم شده، یک فکر و اندیشه سالم هست و باز هم در این راستا لازمه اون حدیثی که فکر میکنم از پیامبر (ص) باشه را خدمت دوستان عرض بکنم که میفرماید یک ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت بهتر و برتره. و واقعاً همینه، گاهاً یک فکر درست، یک مسیر درست رو در زندگی شما ایجاد میکنه و شما رو به موفقیتهای شگفت انگیز میرسونه. و در مرحله بعد هم میتوانیم از همت نام ببریم. اینکه واقعاً اگر میخواهی توی مسیری ورود پیدا بکنید، حاشیه رو کنار بگذارید و با کمال قدرت و اطمینان ورود پیدا بکنید و وارد حاشیه نشید. اصل مطلب رو محکم بچسبید و ادامه بدهید تا به نتیجههای خوب برسید.
رمز خستگی ناپذیری شما چیست؟
_رمز خستگی ناپذیری من هم در تعهده. در تعهد به اینکه من باید کاری را که شروع کردم اگر مثبت، مفید و سازنده هست ادامه اش بدهم. اگر هم اشتباه هست متعهد باشم که فی الفور آن کار را لغوش بکنم و این خیلی به شما کمک میکنه در مسیر موفقیت. وقتی که شما متعهد باشید، خودتان رو مسئول میدانید و وقتی مسئول میدانید، هرگونه عواقبی رو میپذیرید. چه خوب و چه بد و این به شما انگیزه می دهد، امید می دهد. همیشه باید امیدوار باشید حتی اگر به مشکلی برخوردید. بدونید خیریتی در آن هست و نباید باعث ملالت شما و خستگیتون بشه که دست از هدفتون بکشید. هدفتون رو باید دو دستی محکم بچسبید، همونجور که من چسبیدم تا به حال تا به نتیجه نهایی و مطلوب برسید.
و در آخر اینکه فعالیتهای شما چقدر به بهبود سبک زندگی شما کمک کرده؟
_ اینو باید خدمتتون عرض بکنم که طی چند سال اخیر که من در نقطه شروع این جریان اول یک تست روانشناسی دادم و با خودم بیشتر آشنا شدم. با استعدادهایم بیشتر آشنا شدم، با اینکه من چه شغلی را واقعاً دوست دارم، که مشخص شد نویسندگی در صدر آنها قرار گرفته بود و در بعد از آن سخنوری و سخنرانی و امثالهم. بعد از آن روند زندگیم تغییر کرد و طی این چند سال، آنچنان زندگیم با دستاوردهای مختلف و درخشان توأمان شده بود که الآن واقعاً دستاوردهایم با دیگران صحبت میکنند. اون خروجیهای مثبت، طلایی و درخشان با خودم و دیگران صحبت می کنند. واقعاً این مسیر رو دیگه دوست دارم و ول کنش نیستم. ادامه داره ان شالله و سعی میکنم خروجیهای مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی داشته باشم. چیزهایی که به درد خودم و دیگران میخوره رو بیشتر ارائه بدهم، و توی هر حوزهای حتی حوزه ورزشی و اینکه شما رو هم به همین مسیر دعوت میکنم، به راه رشد، موفقیت، پیشرفت و سلامتی. سپاسگزارم، متشکرم. موفق باشید ان شالله
ممنون از وقتی که گذاشتید و به سوالات ما پاسخ دادید به امید موفقیت روزافزون شما جوان نامآور فارس و شهر شیراز که برای این خطه افتخار آفریدید.


💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید