«امیر.س»؛ عامل آزار جنسی چند كودك؛ جوانی ۲۷ ساله است كه روبهرویم ایستاده و پاسخ سوالاتم را میدهد. پاسخهایش اینگونه است كه انگار دارد از روی كتاب یا نوشتهای میخواند. با این حال وقتی پلیس او را متوجه لحن صحبتهایش میكند باز حالتش را حفظ و ادامه میدهد. همین نشان میدهد كه او ترسیده؛ از دوربینها و عده زیادی خبرنگار كه گاهی سوالهای بیربط هم از او میپرسند؛ وقتی به كودكان تجاوز میكردی چه احساسی داشتی؟ این سوال و سوالهایی از این دست باعث حیرت میشود....
«این متهم فقط پسران را مورد آزار جنسی قرار نداده و ماموران در لحظه دستگیری متوجه حضور یك دختر و پسر شدهاند كه چند روزی میشده داخل خانه متهم بودهاند.» همچنین طبق استنادبه پرونده «متهم در كودكی بارها از سوی یكی از نزدیكان مورد آزار جنسی قرار گرفته است.»
این متهم حدود سه، چهار ماه پیش دستگیر شده و فیلمهایی كه از آزارهای جنسی كودكان تهیه كرده را در یك كانال تلگرامی منتشر كرده است. امیر در اظهاراتش میگوید: «با موتوسیكلت درحالی كه لباس جعلی مامور شهرداری به تن داشتم در خیابانهای خراسان، افسریه، مولوی و شوش دور میزدم و كودكان تنها را شناسایی میكردم؛ میگفتم مقصدتان كجاست كه شما را برسانم! بچهها هم اعتماد میكردند و سوار موتورم میشدند. در مكان مناسب كیكی كه از قبل آماده كرده و داخل آن قرص بیهوشی گذاشته بودم را به آنها میدادم تا بخورند و بیهوش شوند كه به هدفم برسم و از آنها فیلم تهیه كنم.»
متهم در پاسخ به اینكه آیا خودتان در كودكی مورد آزار جنسی قرار گرفتهاید، میگوید: «در كودكی بارها مورد آزار جنسی قرار گرفتم.»
«مرتضی نثاری» معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران در مورد این پرونده میگوید: «اواخر سال گذشته یكی از بیمارستانهای تهران به پلیس خبر داد كه آثار تجاوز و تعرض در یكی از بیماران كه یك پسر چهار ساله بوده؛ مشاهده شده است. به دلیل حساسیت موضوع، تیمی از كارآگاهان اداره شانزدهم به بیمارستان مراجعه كردند و دستگیری این متجاوز را در دستور كار قرار دادند.
كارآگاهان در روزهای پیش از نوروز، این متهم را كه با سوءاستفاده از لباس شهرداری، كودكان را فریب و سوار موتوسیكلت خود میكرد و بعد از تجاوز آنها را در خیابان رها میكرد، شناسایی و دستگیر كردند.»
نثاری همچنین در مورد سن قربانیان و شگرد متهم میگوید: «قربانیان این متهم زیر ۱۵سال هستند. متهم قرص خوابآور در كیك میگذاشته و به كودكان میداده تا آنها بدون مقاومت در مقابل خواسته او قرار گیرند.
این متهم تاكنون ۵ شاكی دارد، اما بر اساس تصاویر تلفن همراه او به نظر میرسد تعداد شاكیان بیشتر شود. البته این متهم چند سال قبل نیز به همین جرم دستگیر شده و بعد از تحمل ۵ سال زندان آزاد شده بود كه دوباره به این اقدام دست زده است.»
معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران از والدینی كه آثار جرم در كودكان آنها مشاهده شده درخواست كرد به پلیس مراجعه كنند.
«امین گلریز» قاضی سابق تهران و وكیل دادگستری در راستای دستگیری این آزارگر جنسی كودكان به سوالات پیرامون این اتفاق جنایی چنین پاسخ میدهد.
میدانیم كه تجاوز با تعرض فرق دارد. از منظر رویكرد قانونی بحث تجاوز و تعرض را توضیح میدهید.
وقتی تجاوز صورت میگیرد و موضوع اثبات میشود قانونگذار مجازات اعدام را برای متجاوز در نظر میگیرد حتی اگر تجاوز به یك نفر بوده باشد، ولی وقتی تعرض رخ میدهد، قانونگذار در قانون حمایت از كودكان و نوجوانان تعزیر درجه ۶ قائل میشود كه البته به نظر میرسد این مجازات از ضمانت اجرایی كافی برخوردار نیست و بهتر بود قانونگذار واكنش شدیدتری نشان میداد چرا كه شاید اثر روحی و روانی تعرض و تجاوز یكی باشد.
تعرض شامل مجازات تعزیری از جمله ۶ تا ۲۴ ماه حبس، جریمه نقدی یا شلاق از ۳۱ تا ۹۹ ضربه میشود. این مجازاتهای تعزیری نیز انتخابش با قاضی است كه كدام را برای مجرم در نظر بگیرد، اما به نظر میرسد این مجازاتها كافی نیست، چراكه تعرضی كه به یك كودك یا نوجوان میشود آیندهاش را تباه میسازد و از طرف دیگر امكان دارد خود بزه دیده در آینده تبدیل به بزهكار شود.
در مورد چنین جرایمی، موضوع پیشگیری وجود دارد؟
بحث پیشگیری جرایم علیه كودكان و نوجوانان از دو منظر قابل بررسی است؛ پیشگیری در مدارس كه با استفاده از آموزشهای لازم به دانشآموزان و گزینش صحیح معلمان صورت میگیرد؛ به عنوان مثال همین پرونده تعرض در نمازخانه یك مدرسه در شهرری كه معلم به چندین كودك در یك مكان مقدس تعرض كرده، به دلیل عدم دوربینهای مداربسته و عدم گزینش مناسب در انتخاب معلمان رخ داده است.
در كشور ما برخلاف كشورهای دیگر تست سلامت روان از معلمان گرفته نمیشود. چون بعضی از افراد به دلیل شغلی كه دارند باید تستهای خاصی انجام دهند. از منظر جرمشناسی كسی كه قوه شهوانی بالایی دارد، خود كنترلی ندارد یا آموزشهای لازم را ندیده، نباید به عنوان آموزگار در كلاسهای درس حضور پیدا كند. مورد دوم بحث پیشگیری به خانوادهها مربوط میشود؛ بعضی از جرایم ارقام سیاه بالایی دارند؛ یعنی در عین اینكه به وقوع میپیوندند، آماری از آن ارایه نمیشود به این علت كه خانواده بزه دیده یا خود او تمایلی به شكایت ندارد، چراكه بزه دیده هم در اماج جرم قرار میگیرد و هم از ترس آبرو اقدام به شكایت نمیكند. چون خانواده میداند اگر پروندهای تشكیل شود آبروریزی خواهد شد. بنابراین به قدری حساسیت در این جرایم بالاست كه نباید با تعزیر درجه ۶ یا درجه ۵ آن را مواجه كنیم، چون قابلیت پیشگیری و عبرت آموزی ندارد. در همین مورد اخیر كه فردی دستكم ۵ كودك را مورد آزار جنسی قرار داده؛ چطور میشود كه او قبلا به خاطر جرم مشابه محكومیت پیدا كرده و بار دوم به راحتی و با جامعه آماری بیشتری اقدام به جرم میكند؟
این اقدام او نشان میدهد كه ضمانت اجرایی كافی وجود نداشته و اقدامات روانكاوی روی بزهكار صورت نگرفته است. اگر قاضی به عنوان مجازات تكمیلی مجرم را مكلف میكرد خود را درمان كند آیا بار دوم این اتفاق میافتاد؟
با استناد به پرونده او در كودكی توسط یكی از آشنایان مورد آزارجنسی قرار گرفته است. حالا با توجه به بررسی چنین پروندههایی كه نمونه بارز آن هم پرونده بیجه؛ فردی كه به بیش از ۲۰ كودك تجاوز و آنها را به قتل رساند و اظهار كرد در كودكی نیز مورد تجاوز قرار گرفته، آیا میتوان گفت تمام كودكانی كه خود در كودكی قربانی تعرض یا تجاوز میشوند، ممكن است در آینده تبدیل به متجاوز شوند؟
ضرورتا كسی كه مورد تجاوز قرار میگیرد، متجاوز نمیشود، اما یكی از علل اصلی كه در جرایم منافی عفت وجود دارد و میتواند بزه دیده را تبدیل به بزهكار كند این است كه كودك یا نوجوان بعد از تعرض یا تجاوز آموزشهای مناسب روحی و روانی را دریافت نمیكند. ما در قانون میگوییم بزهكار را مجازات كنیم، اما هیچ كجا قانونگذار عنوان نكرده با بزه دیده باید چه كرد! بهتر بود قانونگذار علاوه بر تشدید برخی مجازاتها، اولیای بزه دیده را نیز موظف میكرد اقدامات روانكاوی انجام دهند كه بعدها این خلع برای بزه دیده به وجود نیاید كه چون مورد تعرض یا تجاوز قرار گرفته، خودش نیز این اقدام را با دیگری انجام دهد. چرا كه قانونگذار در بعضی موارد خشونت لازم را به كار نمیگیرد و خود بزه دیده تصمیم میگیرد در مقام پاسخ اقدام كند. قانونگذار باید در قانون حمایت از كودكان و نوجوانان اصلاحات لازم را انجام دهد و در بحث تجاوز و تعرض، بزه دیده را نیز مكلف به اقدامات درمانی كند. به نظر میرسد اجرای مجازاتهای علنی در چنین مواردی باید از الزامات باشد. در مورد تجاوز كه مجازات آن اعدام است باید به صورت علنی انجام شود و در مورد تعرض اگر تعداد بزه دیدگان بیشتر باشد قاضی میتواند طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات را تشدید كند.
فكر میكنید حبس و مجازاتهای فعلی چقدر بازدارنده است؟ به طور مثال همین متهمی كه دستكم ۵ كودك را مورد آزارجنسی قرار داده در اعترافاتش عنوان كرده كه سال ۹۵ نیز به خاطر ارتكاب جرم مشابه (آدم ربایی و تعرض) ۵ سال زندان بوده است. با این حال وقتی آزاد شده به تعداد قربانیانش اضافه شده است. در این باره توضیح میدهید.
قانونگذار حتما باید در مورد بحث تعرض مجازاتهای تكمیلی درنظر بگیرد. ازجمله این مجازاتهای تكمیلی مكلف كردن فرد به اصلاح خود است. حبس در این موارد ضمانت اجرایی كافی ندارد، چراكه باید در اینگونه جرایم گردنكشی فرد بزهكار شكسته شود.
طبق اظهارات این آزارگر و اعلام پلیس، او كودكان تنها را كه بین ۱۰ تا ۱۵ سال داشتهاند، شناسایی و آنها را سوار موتور خود میكرده؛ همانطور كه مشخص است خانوادههای قربانی در مورد فرزندانشان غفلت داشتهاند و آموزشهای لازم را نیز به آنها تعلیم ندادهاند. نقش خانوادهها در اینگونه موارد چیست؟
بله، كاملا مشخص است كه خانواده این كودكان نگهداریهای لازم را از فرزندانشان نداشته و فرزندانشان مورد آزارجنسی قرار گرفتهاند. خانوادهها باید حتما آموزشهای لازم را به فرزندانشان بدهند تا كودك یا نوجوانشان به راحتی سوار ماشین یا موتور ایكس و ایگرگ نشود. چرا كه بخشی از پازل مجرمان با كم كاری خانوادهها تكمیل میشود.
بررسی چنین پروندههایی نشان میدهد كه متهمان به یك یا دو قربانی بسنده نمیكنند و معمولا به صورت سریالی اقدامات خود را انجام میدهند. به عنوان مثال بیجه عنوان كرده بود اگر دستگیر نمیشد به كودكان بیشتری تجاوز و آنها را به قتل میرساند یا همین فردی كه دستگیر شده، پلیس چهره او را از عمد به تصویر كشیده تا اگر قربانیان دیگری مورد آزارجنسی قرار گرفتهاند به پلیس مراجعه و شكایت خود را ثبت كنند. علت تكثر قربانیان در این پروندهها چه میتواند باشد؟
این موضوع دو علت دارد و در درجه اول نشان میدهد كه فرد آزارگر بیمار است و با یك قربانی پاسخهای روحی و روانیاش ارضا نمیشود. البته بیمار نه به آن معنا كه از معافیت قانونی برخوردار شود. یعنی بزهكار دنبال این است كه نیازهای درونیاش را پاسخ دهد و این پاسخ با یك قربانی حل نمیشود و نیاز به قربانیان بیشتری دارد. علت دیگر، شناسایی بهموقع و دستگیری این بزهكاران است؛ هدف اینگونه متهمان بزه زنجیرهای است، اما هر چقدر این مجرمان زودتر شناسایی و دستگیر شوند قربانیان آنها هم كمتر خواهد بود. رفتارهای این مجرمان طوری است كه با تعرض یا تجاوز به یك قربانی قانع نمیشوند، چراكه ذات درونی و اختلالات روحی و روانی آنها اینگونه است.
این متهم، كودكان را شناسایی و سوار موتور میكرده و به خانه خود یا اطراف تهران میبرده و آنجا به قربانیان كیكی میداده كه قرص بیهوشی داخل آن بوده. از منظر جرمشناسی استفاده از ماده بیهوشی چه دلیلی میتواند داشته باشد؟
استفاده از مواد بیهوشكننده یا خوابآور در حكم عنف محسوب میشود و مجازات مجرم را تشدید میكند، اما علت اینكه چرا مجرم از ماده بیهوشی یا خواب آور استفاده میكند این است كه مقاومت قربانی را كم كند و راحت به هدف خود برسد تا بتواند فیلم تهیه كند و فرصت بیشتری برای ارتكاب جرم داشته باشد. منبع:روزنامه اعتماد حضور دو قربانی حين دستگيری در خانه عامل تجاوز به کودکان تهرانی/جزئیات تازهای که خانواده ها بخوانند
«امیر.س»؛ عامل آزار جنسی چند كودك؛ جوانی ۲۷ ساله است كه روبهرویم ایستاده و پاسخ سوالاتم را میدهد. پاسخهایش اینگونه است كه انگار دارد از روی كتاب یا نوشتهای میخواند. با این حال وقتی پلیس او را متوجه لحن صحبتهایش میكند باز حالتش را حفظ و ادامه میدهد. همین نشان میدهد كه او ترسیده؛ از دوربینها و عده زیادی خبرنگار كه گاهی سوالهای بیربط هم از او میپرسند؛ وقتی به كودكان تجاوز میكردی چه احساسی داشتی؟ این سوال و سوالهایی از این دست باعث حیرت میشود....
«این متهم فقط پسران را مورد آزار جنسی قرار نداده و ماموران در لحظه دستگیری متوجه حضور یك دختر و پسر شدهاند كه چند روزی میشده داخل خانه متهم بودهاند.» همچنین طبق استنادبه پرونده «متهم در كودكی بارها از سوی یكی از نزدیكان مورد آزار جنسی قرار گرفته است.»
این متهم حدود سه، چهار ماه پیش دستگیر شده و فیلمهایی كه از آزارهای جنسی كودكان تهیه كرده را در یك كانال تلگرامی منتشر كرده است. امیر در اظهاراتش میگوید: «با موتوسیكلت درحالی كه لباس جعلی مامور شهرداری به تن داشتم در خیابانهای خراسان، افسریه، مولوی و شوش دور میزدم و كودكان تنها را شناسایی میكردم؛ میگفتم مقصدتان كجاست كه شما را برسانم! بچهها هم اعتماد میكردند و سوار موتورم میشدند. در مكان مناسب كیكی كه از قبل آماده كرده و داخل آن قرص بیهوشی گذاشته بودم را به آنها میدادم تا بخورند و بیهوش شوند كه به هدفم برسم و از آنها فیلم تهیه كنم.»
متهم در پاسخ به اینكه آیا خودتان در كودكی مورد آزار جنسی قرار گرفتهاید، میگوید: «در كودكی بارها مورد آزار جنسی قرار گرفتم.»
«مرتضی نثاری» معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران در مورد این پرونده میگوید: «اواخر سال گذشته یكی از بیمارستانهای تهران به پلیس خبر داد كه آثار تجاوز و تعرض در یكی از بیماران كه یك پسر چهار ساله بوده؛ مشاهده شده است. به دلیل حساسیت موضوع، تیمی از كارآگاهان اداره شانزدهم به بیمارستان مراجعه كردند و دستگیری این متجاوز را در دستور كار قرار دادند.
كارآگاهان در روزهای پیش از نوروز، این متهم را كه با سوءاستفاده از لباس شهرداری، كودكان را فریب و سوار موتوسیكلت خود میكرد و بعد از تجاوز آنها را در خیابان رها میكرد، شناسایی و دستگیر كردند.»
نثاری همچنین در مورد سن قربانیان و شگرد متهم میگوید: «قربانیان این متهم زیر ۱۵سال هستند. متهم قرص خوابآور در كیك میگذاشته و به كودكان میداده تا آنها بدون مقاومت در مقابل خواسته او قرار گیرند.
این متهم تاكنون ۵ شاكی دارد، اما بر اساس تصاویر تلفن همراه او به نظر میرسد تعداد شاكیان بیشتر شود. البته این متهم چند سال قبل نیز به همین جرم دستگیر شده و بعد از تحمل ۵ سال زندان آزاد شده بود كه دوباره به این اقدام دست زده است.»
معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران از والدینی كه آثار جرم در كودكان آنها مشاهده شده درخواست كرد به پلیس مراجعه كنند.
«امین گلریز» قاضی سابق تهران و وكیل دادگستری در راستای دستگیری این آزارگر جنسی كودكان به سوالات پیرامون این اتفاق جنایی چنین پاسخ میدهد.
میدانیم كه تجاوز با تعرض فرق دارد. از منظر رویكرد قانونی بحث تجاوز و تعرض را توضیح میدهید.
وقتی تجاوز صورت میگیرد و موضوع اثبات میشود قانونگذار مجازات اعدام را برای متجاوز در نظر میگیرد حتی اگر تجاوز به یك نفر بوده باشد، ولی وقتی تعرض رخ میدهد، قانونگذار در قانون حمایت از كودكان و نوجوانان تعزیر درجه ۶ قائل میشود كه البته به نظر میرسد این مجازات از ضمانت اجرایی كافی برخوردار نیست و بهتر بود قانونگذار واكنش شدیدتری نشان میداد چرا كه شاید اثر روحی و روانی تعرض و تجاوز یكی باشد.
تعرض شامل مجازات تعزیری از جمله ۶ تا ۲۴ ماه حبس، جریمه نقدی یا شلاق از ۳۱ تا ۹۹ ضربه میشود. این مجازاتهای تعزیری نیز انتخابش با قاضی است كه كدام را برای مجرم در نظر بگیرد، اما به نظر میرسد این مجازاتها كافی نیست، چراكه تعرضی كه به یك كودك یا نوجوان میشود آیندهاش را تباه میسازد و از طرف دیگر امكان دارد خود بزه دیده در آینده تبدیل به بزهكار شود.
در مورد چنین جرایمی، موضوع پیشگیری وجود دارد؟
بحث پیشگیری جرایم علیه كودكان و نوجوانان از دو منظر قابل بررسی است؛ پیشگیری در مدارس كه با استفاده از آموزشهای لازم به دانشآموزان و گزینش صحیح معلمان صورت میگیرد؛ به عنوان مثال همین پرونده تعرض در نمازخانه یك مدرسه در شهرری كه معلم به چندین كودك در یك مكان مقدس تعرض كرده، به دلیل عدم دوربینهای مداربسته و عدم گزینش مناسب در انتخاب معلمان رخ داده است.
در كشور ما برخلاف كشورهای دیگر تست سلامت روان از معلمان گرفته نمیشود. چون بعضی از افراد به دلیل شغلی كه دارند باید تستهای خاصی انجام دهند. از منظر جرمشناسی كسی كه قوه شهوانی بالایی دارد، خود كنترلی ندارد یا آموزشهای لازم را ندیده، نباید به عنوان آموزگار در كلاسهای درس حضور پیدا كند. مورد دوم بحث پیشگیری به خانوادهها مربوط میشود؛ بعضی از جرایم ارقام سیاه بالایی دارند؛ یعنی در عین اینكه به وقوع میپیوندند، آماری از آن ارایه نمیشود به این علت كه خانواده بزه دیده یا خود او تمایلی به شكایت ندارد، چراكه بزه دیده هم در اماج جرم قرار میگیرد و هم از ترس آبرو اقدام به شكایت نمیكند. چون خانواده میداند اگر پروندهای تشكیل شود آبروریزی خواهد شد. بنابراین به قدری حساسیت در این جرایم بالاست كه نباید با تعزیر درجه ۶ یا درجه ۵ آن را مواجه كنیم، چون قابلیت پیشگیری و عبرت آموزی ندارد. در همین مورد اخیر كه فردی دستكم ۵ كودك را مورد آزار جنسی قرار داده؛ چطور میشود كه او قبلا به خاطر جرم مشابه محكومیت پیدا كرده و بار دوم به راحتی و با جامعه آماری بیشتری اقدام به جرم میكند؟
این اقدام او نشان میدهد كه ضمانت اجرایی كافی وجود نداشته و اقدامات روانكاوی روی بزهكار صورت نگرفته است. اگر قاضی به عنوان مجازات تكمیلی مجرم را مكلف میكرد خود را درمان كند آیا بار دوم این اتفاق میافتاد؟
با استناد به پرونده او در كودكی توسط یكی از آشنایان مورد آزارجنسی قرار گرفته است. حالا با توجه به بررسی چنین پروندههایی كه نمونه بارز آن هم پرونده بیجه؛ فردی كه به بیش از ۲۰ كودك تجاوز و آنها را به قتل رساند و اظهار كرد در كودكی نیز مورد تجاوز قرار گرفته، آیا میتوان گفت تمام كودكانی كه خود در كودكی قربانی تعرض یا تجاوز میشوند، ممكن است در آینده تبدیل به متجاوز شوند؟
ضرورتا كسی كه مورد تجاوز قرار میگیرد، متجاوز نمیشود، اما یكی از علل اصلی كه در جرایم منافی عفت وجود دارد و میتواند بزه دیده را تبدیل به بزهكار كند این است كه كودك یا نوجوان بعد از تعرض یا تجاوز آموزشهای مناسب روحی و روانی را دریافت نمیكند. ما در قانون میگوییم بزهكار را مجازات كنیم، اما هیچ كجا قانونگذار عنوان نكرده با بزه دیده باید چه كرد! بهتر بود قانونگذار علاوه بر تشدید برخی مجازاتها، اولیای بزه دیده را نیز موظف میكرد اقدامات روانكاوی انجام دهند كه بعدها این خلع برای بزه دیده به وجود نیاید كه چون مورد تعرض یا تجاوز قرار گرفته، خودش نیز این اقدام را با دیگری انجام دهد. چرا كه قانونگذار در بعضی موارد خشونت لازم را به كار نمیگیرد و خود بزه دیده تصمیم میگیرد در مقام پاسخ اقدام كند. قانونگذار باید در قانون حمایت از كودكان و نوجوانان اصلاحات لازم را انجام دهد و در بحث تجاوز و تعرض، بزه دیده را نیز مكلف به اقدامات درمانی كند. به نظر میرسد اجرای مجازاتهای علنی در چنین مواردی باید از الزامات باشد. در مورد تجاوز كه مجازات آن اعدام است باید به صورت علنی انجام شود و در مورد تعرض اگر تعداد بزه دیدگان بیشتر باشد قاضی میتواند طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات را تشدید كند.
فكر میكنید حبس و مجازاتهای فعلی چقدر بازدارنده است؟ به طور مثال همین متهمی كه دستكم ۵ كودك را مورد آزارجنسی قرار داده در اعترافاتش عنوان كرده كه سال ۹۵ نیز به خاطر ارتكاب جرم مشابه (آدم ربایی و تعرض) ۵ سال زندان بوده است. با این حال وقتی آزاد شده به تعداد قربانیانش اضافه شده است. در این باره توضیح میدهید.
قانونگذار حتما باید در مورد بحث تعرض مجازاتهای تكمیلی درنظر بگیرد. ازجمله این مجازاتهای تكمیلی مكلف كردن فرد به اصلاح خود است. حبس در این موارد ضمانت اجرایی كافی ندارد، چراكه باید در اینگونه جرایم گردنكشی فرد بزهكار شكسته شود.
طبق اظهارات این آزارگر و اعلام پلیس، او كودكان تنها را كه بین ۱۰ تا ۱۵ سال داشتهاند، شناسایی و آنها را سوار موتور خود میكرده؛ همانطور كه مشخص است خانوادههای قربانی در مورد فرزندانشان غفلت داشتهاند و آموزشهای لازم را نیز به آنها تعلیم ندادهاند. نقش خانوادهها در اینگونه موارد چیست؟
بله، كاملا مشخص است كه خانواده این كودكان نگهداریهای لازم را از فرزندانشان نداشته و فرزندانشان مورد آزارجنسی قرار گرفتهاند. خانوادهها باید حتما آموزشهای لازم را به فرزندانشان بدهند تا كودك یا نوجوانشان به راحتی سوار ماشین یا موتور ایكس و ایگرگ نشود. چرا كه بخشی از پازل مجرمان با كم كاری خانوادهها تكمیل میشود.
بررسی چنین پروندههایی نشان میدهد كه متهمان به یك یا دو قربانی بسنده نمیكنند و معمولا به صورت سریالی اقدامات خود را انجام میدهند. به عنوان مثال بیجه عنوان كرده بود اگر دستگیر نمیشد به كودكان بیشتری تجاوز و آنها را به قتل میرساند یا همین فردی كه دستگیر شده، پلیس چهره او را از عمد به تصویر كشیده تا اگر قربانیان دیگری مورد آزارجنسی قرار گرفتهاند به پلیس مراجعه و شكایت خود را ثبت كنند. علت تكثر قربانیان در این پروندهها چه میتواند باشد؟
این موضوع دو علت دارد و در درجه اول نشان میدهد كه فرد آزارگر بیمار است و با یك قربانی پاسخهای روحی و روانیاش ارضا نمیشود. البته بیمار نه به آن معنا كه از معافیت قانونی برخوردار شود. یعنی بزهكار دنبال این است كه نیازهای درونیاش را پاسخ دهد و این پاسخ با یك قربانی حل نمیشود و نیاز به قربانیان بیشتری دارد. علت دیگر، شناسایی بهموقع و دستگیری این بزهكاران است؛ هدف اینگونه متهمان بزه زنجیرهای است، اما هر چقدر این مجرمان زودتر شناسایی و دستگیر شوند قربانیان آنها هم كمتر خواهد بود. رفتارهای این مجرمان طوری است كه با تعرض یا تجاوز به یك قربانی قانع نمیشوند، چراكه ذات درونی و اختلالات روحی و روانی آنها اینگونه است.
این متهم، كودكان را شناسایی و سوار موتور میكرده و به خانه خود یا اطراف تهران میبرده و آنجا به قربانیان كیكی میداده كه قرص بیهوشی داخل آن بوده. از منظر جرمشناسی استفاده از ماده بیهوشی چه دلیلی میتواند داشته باشد؟
استفاده از مواد بیهوشكننده یا خوابآور در حكم عنف محسوب میشود و مجازات مجرم را تشدید میكند، اما علت اینكه چرا مجرم از ماده بیهوشی یا خواب آور استفاده میكند این است كه مقاومت قربانی را كم كند و راحت به هدف خود برسد تا بتواند فیلم تهیه كند و فرصت بیشتری برای ارتكاب جرم داشته باشد. منبع:روزنامه اعتماد
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید