به گزارش اول فارس ، انتشار فهرست جدید تالابهای ایران از سوی معاونت محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست، پس از تأیید هیئتوزیران، اعتراض فعالان محیطزیست در استان فارس را بهدنبال داشته است. در این فهرست، نام تالاب بینالمللی کمجان که بهصورت مستقل در کنوانسیون رامسر ثبت شده، ذیل مجموعه تالابهای نیریز (طشک و بختگان) قرار گرفته است. فعالان محیطزیست معتقدند تغییر عنوان ثبتشده این تالاب، هویت جغرافیایی آن را مخدوش میکند و خواستار اصلاح آن شدهاند.
«سیروس زارع»، فعال محیطزیست و دبیر تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان، در گفتوگو با آمنه سپهر خبرنگار «پیام ما» از جایگاه این تالاب در کنوانسیون رامسر، تغییر عنوان آن در فهرست جدید تالابهای کشور و نقش جامعه محلی در احیای این زیستبوم میگوید.
آقای زارع! در فهرست جدید تالابهای کشور، نام کمجان ذیل مجموعه تالابهای نیریز (طشک و بختگان) قرار گرفته است. اعتراض شما دقیقاً به کدام بخش از این تغییر است؟
این تالابها همواره در مجامع جهانی و اسناد سازمان محیطزیست با همین عنوان شناخته شدهاند، اما متأسفانه در سال ۱۳۹۷ نام تالابها دستکاری شده است. متولیان نیز تا امروز به این تغییر توجه نکرده و درصدد اصلاح آن برنیامدهاند تا اینکه ما در فهرست اخیر متوجه این تغییر شدیم. درحالحاضر، دلیلی برای این اشتباه ارائه نشده است.
مسئله اینجاست که کمجان را ذیل شهرستان نیریز قرار دادهاند؛ درحالیکه فاصله کمجان تا شهرستان نیریز بیش از ۳۰۰ کیلومتر مسیر جادهای است. بهعلاوه، از نظر تقسیمات جغرافیایی و سیاسی، تالاب کمجان در حوزه کربال و مجاور روستای کمجان قرار دارد و هیچ ارتباطی با نیریز ندارد. حالا سازمان محیطزیست باید پاسخ بدهد که چرا این تصمیم اشتباه گرفته شده است. این سند هویتی، سرمایهای ملی است که هم در دنیا و هم در ایران با این عنوان شناخته میشود.
تالاب کمجان در اسناد بینالمللی با چه عنوانی ثبت شده و جایگاه آن در کنوانسیون کنوانسیون رامسر چیست؟
بهترین و عالیترین مرجع جهانی در حوزه تالابها، کنوانسیون رامسر است که در سال ۱۹۷۱ میلادی شکل گرفت. این تنها کنوانسیونی است که در سطح بینالمللی با نام ایران شناخته میشود و مهمترین کنوانسیون مربوط به سلامت زمین، تالابها، زیستگاههای آبی و نوار آهای ساحلی است. این مرجع برای تعیین نام تالابها، فرایندهای مشخصی دارد.
نظرهای کارشناسی، بررسی نامهای محلی و شرایط جغرافیایی، از جمله مواردی است که در ثبت تالابها مورد توجه قرار میگیرد. اولویت این بوده است که هر تالاب با نزدیکترین محیطی که در آن قرار دارد، تقریباً با همان اسم یا نام محلیاش شناخته شود. در غیر این صورت، براساس ضوابط و پیشنهادهای مربوط، نامها ثبت میشوند.
با توجه به این روند، کمجان چه جایگاهی در میان تالابهای ثبتشده حوزه رودخانه کُر دارد؟
در حوزه تالابهای رودخانه کُر، مهمترین تالابهایی که در سال ۱۹۷۱ شناسایی و در سال ۱۹۷۳ ثبت شدند، در کنوانسیون با عنوان «مجموعه تالابهای کمجان و نیریز (طشک و بختگان)» معرفی شدند. در این کنوانسیون، کمجان تالابی مستقل است. این تالاب، در عین اینکه از دو تالاب دیگر کوچکتر بوده، با فاصله در غرب تالابهای بختگان و طشک قرار داشته است و به نام همان روستای کمجان که در مجاورت آن قرار داشته، نامیده شده است. در مقابل، طشک و بختگان نیز بهدلیل مجاورت با نیریز، با این عنوان شناخته شدهاند.
حالا این تغییر عنوان چه پیامدی برای جایگاه تالاب کمجان دارد؟
درست مثل این است که شما مشخصات شناسنامهای شخصی را دستکاری کنید و نام پدر، مادر، نام خانوادگی یا اهلیت او را تغییر دهید. درواقع، هویت شناسنامهای آن شخص را زیر سؤال میبرید. در این حوزه نیز متأسفانه چنین اتفاقی افتاده و هویت شناسنامهای و جغرافیایی تالاب کمجان با این جابهجایی زیر سؤال رفته است.
آیا معتقدید این تغییر میتواند پیامدهایی فراتر از یک اشتباه اداری داشته باشد؟
امیدواریم این موضوع ناشی از یک اشتباه بوده باشد، اما لازم بود ما این مسئله را به گوش همه برسانیم تا دوستان، سازمان محیطزیست و متولیان تالابها بدانند که باید دقتنظر بیشتری داشته باشند. ما نمیتوانیم هویتهای شناختهشده جهانی را با اشتباه سهوی، عمدی یا به هر دلیل دیگری تغییر بدهیم. این تغییرات میتواند در آینده نگرانیهایی ایجاد کند، شبهاتی به وجود بیاورد و حتی مسیرهای اشتباهی را پیش روی افرادی قرار دهد که شاید سلامت تالابها اولویتشان نباشد.
شما دراینباره چه اقداماتی انجام دادهاید؟
ما اقدامات قانونی و لازم را شروع کردهایم. مکاتباتمان را با سازمان محیطزیست در تهران و معاونت ریاستجمهوری انجام دادهایم و درخواست اصلاح نام به عنوان واقعی، حقیقی و ثبتشده در کنوانسیون رامسر را ارائه کردهایم. به نظرم لازم بود ما، بهعنوان جامعهای محلی که نگران زیستگاه، سلامت، آینده و هویت این زیستگاه هستیم، بهموقع واکنش نشان دهیم. اگر اصلاح انجام نشود، برای پیگیری بیشتر از ظرفیت نخبگان کشور استفاده میکنیم تا مشخص شود چارچوبهای حاکم بر تالابها مقدم بر سلیقههای شخصی و کمتوجهیهاست.
واکنش سازمان حفاظت محیطزیست چه بوده است؟
در چند روز گذشته و پس از انعکاس موضوع از طرف ما، دفتر تالابها و معاونت دریایی سازمان محیطزیست با ما تماس گرفتند و گفتند: «این اشتباه را خود ما هم متوجه نشده بودیم و در اسرع وقت اصلاح میکنیم.» البته ممکن است این موضوع ناشی از سهلانگاری بوده باشد، اما در این صورت نیز دستکم باید پاسخگو باشند، درصدد توجیه برنیایند و برای اصلاح هرچه سریعتر نام تالاب اقدام کنند.
آقای زارع! برای احیای کمجان چه مسیری طی شد و امروز این تالاب چه شرایطی دارد؟
ما کمجان را بهسختی احیا کردیم؛ خودجوش ایستادیم، آسیب دیدیم، فشار تحمل کردیم و برای حفظ تالاب کمجان کم ضربه نخوردیم. به همین دلیل، انتظار داریم جوامع رسانهای، کنشگری، زیستی و البته متولیان تالابها دقتنظر بیشتری داشته باشند. متولیان باید دستکم اجازه دهند تلاشهایی که سالها برای حفظ تالاب کمجان انجام شده است، هدر نرود.
سالها انرژی، وقت، هزینه و عمرمان را صرف زندهماندن این تالاب کردهایم تا سرنوشت آن، مانند بسیاری از تالابهای دیگر کشور، به خشکی، کانون تولید ریزگرد و نابودی ختم نشود. یقین داریم اگر فعالیتهای احیایی این تالاب را شروع نکرده بودیم، تا امروز شاهد حیات آن نبودیم؛ درست مانند تمام سالهایی که کمجان خشکانده شده بود و در اختیار متولیانش قرار داشت. همانطور که تالابهای دیگر خشک شدند و نتوانستیم کاری برایشان انجام دهیم.
البته این وضعیت دلایل متعددی دارد، اما کمجان در بدترین شرایط توانست نفس بکشد؛ چون جامعهای محلی در کنارش بود که به حفظ سلامت محیط زندگی و تالابش علاقه داشت. با اینکه کمجان تالابی محلی است، در سالهای پربارش میتوانسته تا ۱۰ هزار هکتار گستره آبی داشته باشد. همچنین ۵ هزار و ۲۵۰ هکتار از آن در کنوانسیون رامسر ثبت شده است. هنوز هم بخشهای خشکیده حاشیه تالاب که احیا شدهاند، منتظر دستان یاریگر طبیعتدوستان هستند تا برای احیای این تالاب همکاری کنند.
به نظر شما سازمان محیطزیست از این تجربه و ظرفیت بومی شکلگرفته در جریان احیای کمجان برای اکوسیستمهای دیگر استفاده کرده است؟
اگر امروز کمجان نفس میکشد، زنده است، صاحب نامی در کشور شده و در مجامع جهانی بهعنوان تالابی احیاشده شناخته میشود، به مدد فعالیتها و تلاشهای احیاکنندگان است. با اینکه هر تالابی نسخه خاص خودش را دارد و نمیتوان دستورالعمل واحدی را برای همه تالابها اجرا کرد، میشد تجربه احیای کمجان را برای سایر تالابها بومیسازی کرد.
متأسفانه ما چنین انگیزهای را در سازمان محیطزیست نمیبینیم. نهتنها تجربه کمجان مورد توجه قرار نگرفته است، بلکه همواره با این تجربه زیستی موفق تقابل شده است. ای کاش در این سالها، بهویژه در چند سال اخیر، سازمان محیطزیست و متولیان تالابها به کمجان، بهعنوان یک تجربه زیستی موفق، سر میزدند و جویای حال آن میشدند یا دستکم برای دلجویی از احیاکنندگان، سنگاندازی نمیکردند.
آنچه جای سؤال دارد، این است که چرا احیای تالاب کمجان و احیاکنندگان آن مورد غضب محیطزیست کشور قرار گرفتهاند؟ مگر میشود سازمان محیطزیست کاری بزرگ با این اهمیت را نادیده بگیرد؟ چه اتفاقی موجب این رفتار سازمان با تالاب احیاشده کمجان و احیاکنندگان آن شده است؟ کاش نگرانیشان را از احیای تالابها اعلام میکردند تا جامعه بهدنبال احیای تالابها نباشد. این پرسش وجود دارد که محیطزیست بهدنبال احیای تالابهاست یا خشکاندن آنها؟
انتظار شما از متولیان تالابها چیست؟
ما از آنها انتظار زیادی نداریم. آنها فقط باید همکاری کنند و به وظایفشان عمل کنند. اگر هم به وظیفهشان عمل نمیکنند، دستکم با ما تقابل نداشته باشند، اعمال فشار نکنند و بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به احیاکنندگان و تالاب آسیب نرسانند.
انگیزهای برای احیای تالابها در محیطزیست نمیبینیم. تالابها در شعار برجستهاند، نه در اقدام اثرگذار. طرحهای تدوینشده زیستبومی نیز نتوانستهاند تالابها را نجات دهند.
نبود شفافیت در منابع مالی و هزینهکردهای تالابی و نبود پاسخگویی در بخش تالابها، چالشی جدی است. جای سؤال دارد که چرا این موضوع واکاوی نمیشود. انتظار میرود خانم انصاری، رئیس سازمان، با درایت و توجه، خلأهای موجود در زیرمجموعه سازمان را برطرف کند و به اقدامهای ارزشمند توجه بیشتری داشته باشد.



💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید