روزنامه دولت: کار از دست رئیس تلویزیون در رفته!
روزنامه ایران نوشت: هنوز پیکرهای جانباختگان حادثه دلخراش هواپیما به خاک سپرده نشده که تسویه حسابهای سیاسی از تریبونهای مختلف شروع شده است.
در کنار برخی ابهامهای جدیدی که همچنان درباره این حادثه ایجاد میشود و پاسخهای متقنی درباره آنها داده نشده، برخی اظهار نظرها و حکم دادنها در شبکه «افق» سیما خشم مردم داغدار را مضاعف کرده است. توهین صریح محمد صادق کوشکی به رخشان بنی اعتماد کارگردان سینما و اظهار نظر قابل تأمل نادر طالبزاده «از این اتفاقات ده تا دیگه هم بیفته، در مقابل اون اتفاق اصلی (حمله به پایگاههای امریکا) هیچه!» در حکم دفاع بد از نظام است. بماند که همچون سوهانی روح و روان مردم و بخصوص خانوادههای داغدیده را میساید.
پیش از این هم در حالی که رهبر معظم انقلاب و وزیر خارجه ایران در عین تأکید بر انتقامگیری از امریکا بر وارد نکردن کشور به جنگ تصریح داشتند، شبکهای میزبان حجتالاسلام غلامرضا قاسمیان رئیس حوزه علمیه مشکات بود که بر خلاف سیاست رسمی نظام بر طبل جنگ میکوبید و اصرار داشت که ما باید وارد «قتال» کفار شویم. در روزهای اخیر هم حکم زینب ابوطالبی مجری یکی از برنامههای این شبکه است که گفته: «اگر کسی اعتقاد ندارد جمع کند از ایران برود، اگر هم اعتقاد دارد باید جدی وارد میدان شود.»
نکته اصلی این است که کار از دست رئیس خارج شده است. آنها که از نزدیک علی عسگری را میشناسند اذعان دارند که مختصات فکری و سیاسی او چندان سنخیتی با آنچه در بخشهای سیاسی و بخصوص شبکه افق میگذرد ندارد و اساساً خود او جزو همان میانه روهایی است که اگر قرار باشد حکم مجری شبکه افق اجرایی شود چه بسا جایی در صداو سیما نداشته باشد.
حسین کروبی بازداشت شد
علی مطهری: برای تائید صلاحیت التماس نمیکنم
علي مطهري در واکنش به ردصلاحیتش در انتخابات مجلس در روزنامه اعتماد نوشت: اخيرا به بنده اطلاع دادند كه با استناد به بند 2 ماده 28 قانون انتخابات رد صلاحيت شدهام. در اين رابطه بايد تاكيد كنم كه بنده قطعا به اين حكم اعتراض خواهم كرد اما مساله را پيگيري نميكنم و همانطوركه پيشتر هم گفتهام، «اعتراض ميكنم اما التماس نخواهم كرد».
به بيان ديگر فعلا بنا دارم كه منتظر بمانم تا نتيجه اعتراض مشخص شود و آن زمان براساس شرايط اقدام كنم. بايد توجه داشت كه يكي از موارد ذكرشده در قانون انتخابات، التزام عملي كانديداهاي شركتكننده به نظام جمهوري اسلامي است، بنابراين اگر كسي با استناد به اين موضوع رد صلاحيت شود يا صلاحيتش احراز نشود، بدين معناست كه التزام عملي به نظام نداشته است؛ به زبان سادهتر چنين فردي يا بايد اقدامي مسلحانه عليه نظام جمهوري اسلامي انجام داده باشد يا با حضور در تجمعات اعتراضي، دست به تخريب اموال عمومي و دولتي و ايراد آسيب به آنان كرده باشد؛ درواقع اين فرد در هر حال بايد اقدامي را عليه نظام جمهوري اسلامي مرتكب شده باشد كه بتوان در «التزام عملي» او به نظام تشكيك كرد. آنچه مسلم است التزام عملي به معناي انجام عمل يا اقدام است...
بنابراين اگر فردي انتقادي به نظام جمهوري اسلامي داشته باشد يا حتي در موضوعي خاص، نظري خلاف نظر رهبري داشته باشد، اين مساله نميتواند ملاك عمل قرار گرفته و باعث رد صلاحيت آن فرد شود چراكه افراد بايد در بيان نظرات خود آزاد باشند. اين يكي از سخنان رهبري است كه ممكن است فردي نظري مخالف من داشته باشد ولي بايد آزادانه نظر خود را مطرح كند. بدينترتيب اگر فردي نظري مغاير نظر رهبري داشت و انتقاد يا انتقادهايي را به نظام جمهوري اسلامي وارد كرد، به معناي عدم التزام عملي او به نظام جمهوري اسلامي نيست.
افراد و مسوولان بايد توجه داشته باشند كه اگر فردي قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي را قبول داشت، حق دارد كه خود را در معرض انتخاب شهروندان قرار دهد و اين به معناي التزام عملي او به نظام است. درحقيقت اگر فردي به قانون اعتقاد داشت و هيچگونه فساد اخلاقي يا مالي نيز مرتكب نشده بود، واجد صلاحيت كانديداتوري است و بايد صلاحيتش براي حضور در انتخابات تاييد شود.
نكته قابل توجه ديگر نيز ناظر است بر اظهارات اخير سخنگوي شوراي نگهبان. چنانكه ايشان اخيرا در اظهاراتي مدعي شده بود كه بخش عمدهاي از حدود 90 نماينده فعلي ردصلاحيتشده، به دليل مسائل و سوءاستفادههاي مالي رد صلاحيت شدهاند، حال آنكه اين اظهارنظر اگر صحت هم داشته باشد، به منزله اتهام است چراكه بايد براي افراد حكم قطعي قضايي صادر شود ولي در بسياري از موارد نهتنها حكم به محكوميت صادر نميشود، بلكه برگزاري دادگاه منجر به تبرئه افراد ميشود.
عباس عبدی: بنزین به این آتش نریزید
عباس عبدی؛ روزنامه نگار در روزنامه ایران نوشت: واقعیتی که در ایران امروز میبینیم تا حدی تکراری است. بهاین معنا که در شرایطی قرار داریم که اگر فشارهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زیاد شود برخی بهجای برخورد عاقلانه و متواضعانه مسیر معکوس را پیش میگیرند. بهجای همگرایی، راه واگرایی را پیشه میکنند.
آنان بهجای آنکه آب بر این آتش کینه و نفرت و جدایی بپاشند و آن را خاموش کنند، بنزین را روانه آن میکنند. میگویند که ماری آنتوانت ملکه پاریس پیشاز انقلاب در اعتراض به مردمی که میگفتند نان نداریم بخوریم گفت بروید بیسکویت بخورید! و این همان بنزینیبود که بر آتش خشم مردم پاریس ریخته شد.
حالا حکایت تلویزیون ایران است که در این وانفسای مشکلات بهجای آنکه برآتش کینه و نفرت موجود آب بریزد و آن را خاموش یا حداقل کم شعله کند، باد و بنزین بر آن میریزد و بسیاری از مردم را عصبانی کرده و کینه و نفرت را دو چندان میکند.
یکی از میهمانان این رسانه، خانم کارگردان و دخترش را تهدید میکند؛ دیگری برای زندگی مردم نسخه سلحشوری میپیچد، در حالی که طبق اخبار منتشر شده خودشان زندگی مرفه و طبقه بالایی دارند. کسی که مردم را به فقر میخواند، متوجه نیست که مشکل مردم داشتن رفاه یا زندگی اشرافی نیست، مسأله امروز مردم، سیرکردن خود و دستیابی به شغل است.
البته نمیدانیم که چگونه میتوان زندگی اشرافی را با سلحشوری جمع کرد. این کاری است که فقط از تعداد اندکی بر میآید که ید مسیحایی و عصای موسوی دارند و الا چگونه میتوان در این وضعیت و با دانش و توان اندک زندگی سطح بالا داشت. ولی برفرض که این دو با هم جمع بشود، دلیلی ندارد که هموطنان خود را که صاحبان اصلی این مرز و بوم هستند توصیه به خروج از کشور کنیم. جالب اینکه پیش از بیان چنین خبطی گفت که نباید این جمله را در جلوی دوربین بگویم و البته گفت!
جامعه ایران در حال قطبی شدن بیش از اندازهای است که تحملپذیر باشد. جامعهای که دوقطبی باشد پایداری ندارد. اولین اقدام برای پایداری هر جامعهای باید کاهش قطبیت آن باشد. برای این کار باید یکدیگر و سلیقههای گوناگون همه مردم را به رسمیت شناخت.
یا آنکه یک قطب چنان ضعیف میشود که دیگر به حساب نخواهد آمد و جامعه از وضعیت دوقطبی خارج میشود. در جامعه دوقطبی بهجای همکاری و رقابت؛ ستیز و دشمنی حاکم میشود.گفتوگو از میان میرود. مجادله جایگزین آن میشود. تعلقات غیر مدنی مثل تعلقات خانوادگی، قومی، قبیلهای و زبانی و غیره جایگزین آن میشود. خشونت و نفرت در همه اجزای جامعه پراکنده و اعتماد عمومی به یکدیگر به حداقل خواهد رسید.
صداوسیما و رسانه رسمی اصلی کشور با سیاست کنونی و در این شرایط نه تنها قادر به التیام دادن زخمهای موجود نیستند، بلکه بهجای آن هر روز یک بسته نمک بر این زخم میپاشند و درد و سوزش آن را چند برابر میکنند. بدتر از همه آنکه این کارها را از سوی افراد بهظاهر مذهبی انجام میدهند که یکی از ارکان وحدت ایرانیان را که مذهب است دچار ضعف و سستی میکنند. نتیجه چنین رفتاری تقویت و تکمیل فرآیند از هم گسیختگی اجتماعی است.
انتقاد روزنامه اطلاعات از ردصلاحیتها
رهبر معظم انقلاب که خود از یاران اولین انقلاب و بقیةالسیف آن دوران دورانساز بودهاند، وجودشان سندی بر همین مدعاست. رأی مردم به جمهوری اسلامی ـ نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کمتر ـ رأی به همین مبانی بوده و لذا تمام مشاغل و مدارج و افرادی که در کشور ما مصدر امور هستند، جملگی برآمده از همان رأی و منتخب مردم تلقی میشوند.
منتخبان برای آن اهداف و آن آرمانها باید بکوشند، وگرنه معامله به صدق و راستی معتبر است و هر نوع غش در معامله موجب ابطال است.
نمیتوان مردم را ولینعمت و رأی آنان را میزان و نمایندگان مردم را در رأس امور دانست و سپس قیف تنگی برای گزینش همراهان و همحزبیها نهاد و رقبا و اکثریت رأی دهندگان و دیگر سلایق و علایق را خدای ناکرده پشت دروازههای تفسیر، رد صلاحیت کرد. نمیتوان پس از به کرسی مدیریت نشستن، آرای امام خمینی را مبنی بر اعتبار رأی مردم در سنجة ادارة امور ملت و کشور کنار نهاد و با نظری شاذ و سلفی مدعی شد که آرای مردم تزیینی است و حکومت از آن خداست.
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید